خانه‌ات را می‌شناسی مربی؟

خانه‌ات را می‌شناسی مربی؟


منبع: طرفداری

3

1399/9/2

18:01


خانه‌ات را می‌شناسی مربی؟

برندن راجرز، امشب به آنفیلد باز می‌گردد. آنفیلد، زمین قهرمانان. لیورپول قهرمان لیگ برتر پس از سی سال. وقتی راجرز این‌جا بود، صحبت از طلسم بودن و قهرمان نشدن. انتظار و انتظار. داستان بازگشت به خانه گاهی غم‌انگیز است و گاهی لبالب از کینه. گاهی پرشور و گاهی سرد. گاهی به رنگ انتقام و گاهی با طعم شکست. این‌بار وقتی تو نیستی، جشنی به پا شده. بعد از رفتنت از این نیمکت. مربیانی که تیم را ترک کردند. سفر. گاهی در تیم رقیب و گاهی در تیم کوچک‌تر. داستان چهار مربی که در عصر ما به خانه بازگشتند. وقتی تیمشان در غیاب آنها، قهرمان لیگ برتر شده بود:

 

4- ران اتکینسن- الدترافورد

اینجا الدترافورد است...

"آنچه می‌دانم اینست که من هرگز نمی‌توانم به دستاوردی که داچرتی رسیده برسم. سقوط با یونایتد به دسته دو و با ویلا به دسته سه!"

ران اتکینسن

ران اتکینسن در منچستریونایتد. سال‌های دشوار پس از بازبی. سقوط به دسته دو و بازگشت. در آغاز دهه‌ی 80، ران اتکینسن به الدترافورد می‌آید. مربی موفق دهه‌ی هفتاد وست برومویچ آلبین. ساخت تیم. برایان رابسن و نورمن وایت‌ساید در خط حمله‌. فتح اف ای کاپ 1983. قهرمانی برابر برایتون با گل‌های وایت‌ساید و رابسن. روزهای آفتابی اتکینسن خیلی زود به پایان می‌رسد. شکست‌ها. جدایی مارک هیوز. فشار رسانه‌ها و طرفداران ناراضی. مدیران، هنوز به اتکینسن اعتماد دارند. "موفق‌ترین مربی بعد از بازبی." با فتح دو اف ای کاپ. همان دلیلی که مخالفان اتکینسن به آن اشاره می‌کنند. "تنها" دو اف ای ای کاپ. لغزش به انتهای جدول و شکست 4-1 از ساوتهمپتن در لیگ کاپ تیر خلاص اتکینسن است. اخراج. جانشین اتکینسن از اسکاتلند می‌آید. الکس فرگوسن.

"سه سال بهانه و هنوز هم چرندیات؟ خداحافظ فرگی..." در آغاز دوران فرگوسن، خبری از آن دو جام هم نیست. بدون جام. در آستانه‌ سقوط به دسته دو. اف ای کاپ 1990 تخته پاره‌ای است در میان امواج سهمگین. الکس فرگوسن، بالاخره قهرمان می‌شود. برابر پالاس. برابر اتکینسن! پیش به سوی موفقیت. پیش به سوی لیگ برتر. الکس فرگوسن، نخستین مربی قهرمان در فصل تاسیس لیگ برتر فوتبال انگلستان است. در جدال شانه به شانه با استون ویلا. باز هم تیم اتکینسن. فصل بعد، اتکینسن، با ویلا، به خانه‌ی تیم قهرمان می‌آید. روز 19 دسامبر 1993. الکس فرگوسن، سفره‌ی رنگینی برای اتکینسن پهن کرده. پاس روی کین به دهانه‌ی دروازه و شلیک کانتونا آغاز راه است. طوفان در دقایق پایانی. گل دیگری از کانتونا و بعد پل اینس. ران اتکینسن در بازگشت به الدترافورد 3-1 شکست می‌خورد.

3- جرج گراهام- هایبری...

یک اشتباه کوچک و یک گناه بزرگ

"آن شب فوتبال بار دیگر متولد شد...."

جیسن کاولی- آخرین بازی- بازی آرسنال-لیورپول 1989

شبی که فوتبال بار دیگر متولد شد. پیروزی آرسنال در آنفیلد. آخرین بازی فصل 1988/89. لیورپول صدرنشین و آرسنال رده دومی. معجزه‌ی آرسنالی‌ها. پیروزی و قهرمانی پس از یک دهه استیلای مرسی‌سایدی‌ها. معجزه‌ی جرج گراهام. مردی از اسکاتلند. از سرزمین‌های شمالی. سخت‌کوش و با اراده. گراهام آبدیده می‌شود. پس از کودکی سخت در روستای بارگدی. در حومه‌ی گلاسکو. پس از مرگ پدر در کودکی. پس از بازی در تیم آرسنال. هافبک هجومی ترکه‌ای. پس از بازگشت جام قهرمانی به هایبری. آرسنال با گراهام، دژ نفوذناپذیری شده. خط دفاع قدرتمند و نتایج درخشان. گراهام در سال 1992، به سراغ دو بازیکن نروژی می‌رود. جان جانسن و پال لیدرسن. دو خرید  معمولی که گریبان گراهام را می‌گیرد. افشای قبول هدیه‌ی 400 هزار پوندی از ایجنت دو بازیکن نروژی. رسوایی. محرومیت و اخراج. جرج گراهام از آرسنال اخراج می‌شود.

گراهام یهودا. کافیست 7 کیلومتر از هایبری به سمت جنوب حرکت کنی. به وایت هارت لین. یک خیانت بزرگ. جرج گراهام، پس از اتمام محرومیت، به لیدز و بعد از آن به تاتنهام می‌رود. در روزهایی که آرسنال با آرسن ونگر، قهرمان لیگ برتر شده. روز بازگشت گراهام به هایبری، روز پذیرایی هواداران از  گراهام است. روز دربی شمال لندن در فصل 1998/99. روز 14 نوامبر. بنر "جرج، یهودا، گراهام خائن" در دست طرفداران آرسنال. تیم ونگر، نمی‌تواند راهی به دروازه‌ی تاتنهام پیدا کند. دفاع بی نقص تاتنهام. سول کمپل برابر آنلکا، اوورمارس و لیونبرگ. مساوی بدون گل، نتیجه‌ی رقابت ونگر و گراهام در هایبری است.

2- مارک هیوز-  منچسترسیتی

بدون تو می‌شود جشن گرفت...

مارک هیوز. مهاجم یونایتد. سرمربی سیتی. مهاجم ولزی، ناکامی‌های ملی را با چرخیدن در اروپا جبران می‌کند. منچستریونایتد، بارسلونا، بایرن مونیخ. آغاز راه مربیگری. نیمکت تیم ملی ولز. بلکبرن. سیتی. بلکبرن هیوز را کسی دوست ندارد. خطاهای پر‌شمار و صدرنشینی همیشه در جدول کارت‌های زرد و قرمز. جانشینی اسون گوران اریکسن ناکام در منچسترسیتی. چند ماه بعد، کار خرید سیتی توسط مالکان اماراتی تمام می‌شود. حالا هیوز، مایه‌ی رشک تمام مربیان انگلیسی است. مردی که در طلای ناب غلط می‌زند. ستارگان. کمپانی، توز، روبینیو، زابالتا، بلیمی.... یک تیم درخشان. هیوز اما آنقدرها هم خوشبخت نیست. "تو باید طلاهایی که به پایت ریخته شده را به جام بزرگ تبدیل کنی." فشار، فشار و اخراج...

هیوز در فولام. هیوز در کویینزپارک. در ژانویه‌ی 2012. قرارداد دو ساله. هیوز بندهای قرارداد را می‌پذیرد. اما جدول بازی‌های کویینز پارک؟ او از بازی آخر فصل خبر دارد؟ آخرین بازی آن فصل کویینزپارک در استادیوم منچسترسیتی است. شاید تعیین کننده‌ی  سرنوشت قهرمانی... تعیین سرنوشت قهرمانی. روبرتو مانچینی در سیتی از رقبا عبور می‌کند. غول بزرگ. همسایه. منچستریونایتد. سر الکس فرگوسن. تنها یک بازی باقی مانده. سه امتیاز پایانی. برابر کویینز پارک رنجرز. مارک هیوز به زمین سیتی می‌آید. این‌بار روی نیمکت میهمان. پیش افتادن تیم هیوز. جبرییل سیسه‌ی پیر. لبخند سرد انتقام بر لبان هیوز. تا لحظه‌ی پایانی. تا لحظه‌ی چرخش توپ در مقابل دروازه. تا لحظه‌ی فریاد. آگرووووو....

1- کلودیو رانیری- استمفوردبریج

یک تونل پر افتخار

پیرمرد ایتالیایی. پیرمرد و ایتالیایی‌ها. کلودیو رانیری، آخرین مربی چلسی، قبل از ورود رومن آبراموویچ است. ورود به باشگاه در عصر کن بیتس. مالک و تاجر انگلیسی. کن بیتس، به ایتالیایی‌ها اعتماد دارد. به جیانلوکا ویالی و جیانفرانکو زولا. به اندیشه‌های رانیری. رانیری، در آغاز قرن بیست و یک، تیم تازه‌ای می‌سازد. وقتی هنوز خرج کردن در چلسی کار آسانی نبود. فرانک لمپارد و جان تری جوان. گالاس در خط دفاع و پتی در مرکز میدان. چلسی با رانیری همیشه در بالای جدول می‌جنگد. به دنبال کسب سهمیه‌ی اروپایی. در دوران بحران‌های مالی باشگاه. ساختن رانیری با مشکلات. تا دوران تغییرات بزرگ. باران پول‌های مرد روس، در استمفوردبریج. ورود رومن آبراموویچ. آبراموویچ، تشنه. عطش پیروزی. تاجران به دنبال بازگشت پولشان هستند. بی اعتنا به شکیبایی رانیری. وداع با پیرمرد ایتالیایی. پیوند آبراموویچ و مورینیو. جام، جام و جام...

بی اعتنایی. بی احترامی. نادیده گرفتن. رانیری راه خود را می‌رود. یک دهه در فوتبال اروپا. اسپانیا، ایتالیا و فرانسه. رومن آبراموویچ در سال 2014 به انگلستان باز می‌گردد. پس از یک دهه. به لسترسیتی. بازگشت او،  باز هم نادیده گرفته می‌شود. یک تیم کوچک تازه به لیگ برتر صعود کرده. برد 4-2 برابر ساندرلند در هفته‌ی اول. لستر صدرنشین می‌شود. کسی به جدول نگاه نمی‌کند. برد دوم. بازهم صدر. پیرمرد پیش می‌رود. ساده و بی آلایش. قدم به قدم. روباه، اینطور به سمت طعمه می‌رود. آرام و بی سرو صدا. زیبایی دم بزرگش فریبت می‌دهد. چشم می‌دوزی به حرکات ریاض محرز. به رکورد واردی. به  سرسختی کانته. کسپر اشمایکل درون دروازه. کاپیتان مورگان. رانیری، از همه عبور می‌کند. پسران جوان روی نیمکت. پیرمردها. چشمانت را که باز می‌کنی، روز بازی آخر فصل فرا می‌رسد. رانیری در استمفوردبریج. برابر چشمان آبراموویچ. نتیجه‌؟ او حالا قهرمان لیگ شده و از تونل افتخار بازیکنان چلسی در استمفوردبریج عبور می‌کند...

 

مطالب مشابه


تصویری


ویدئو