معنی شعر امید فارسی پایه چهارم

منبع: دانش‌چی

11

1399/11/3

00:16


معنی و مفهوم شعر امید فارسی پایه چهارم

معنی شعر امید

در این پست، معنی و مفهوم شعر امید را برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم. با دانشچی همراه باشید.

معنی شعر امید

۱- شنیدستم که شهبازی کهنسال
کبوتر بچه‌ای را کرد دنبال

معنی: شنیده ام که روزی از روزها، باز بزرگ جثه ای کبوتر بچه ای را دنبال کرد.

شهباز: جانوری است شکاری که به جثه از باز بزرگتر و به گیرائی کمتر میباشد و باز بزرگ را نیز گویند.

 

۲- ز بیم جان کبوتر کرد پرواز
به هر سو تاخت تازان از پی‌اش باز

معنی: کبوتر از ترس جانش پرواز می کرد. باز بزرگ هم با سرعت به هر طرف که کبوتر پرواز می کرد، هجوم می برد.

 

تاخت: هجوم برد، حمله کرد
تازان: در حال تاختن و حمله

 

۳- به دشت و کوه و صحرا بود پرّان
ز چنگ باز شاید در برد جان

معنی: کبوتر پر زنان به سمت دشت و کوه می رفت ( به هر طرف پر می زد) به امید اینکه از دست باز شکاری جان سالم به در برد.

پَرّان: پر زنان

 

۴- اجل را دید و شست از زندگی دست
درختی در نظر بگرفت و بنشست

معنی: کبوتر گویا با چشمان خودش مرگش را می دید که فرا رسیده و دیگر از زندگی ناامید شده بود. درختی را انتخاب کرد و زیرش نشست.

 

۵- نشست و سر به زیر پر فرو برد
که کی چنگال بازش می‌کند خرد

معنی: کبوتر زمین نشست و سرش را زیر پرهایش را کرد و منتظر ماند باز شکاری بیاید و با چنگال تیزش او را خرد و نابود کند.

 

۶- نظر کرد آن نگون اقبال بر زیر
که صیادی کمان بر کف به زه تیر

معنی: کبوتر سیاه بخت نگاهی به زیر درخت انداخت و دید که یک شکارچی کمانش را در دستش گرفته و تیرش را آماده پرتاب کرده است.

 

۷- کمان بر کف نموده قصد جانش
هدف بگرفته و کرده نشانش

معنی: صیاد کمان را در دستش گرفته و قصد داشت کبوتر را شکار کند. بنابراین نشانه کمان را سمت کبوتر گرفت.

 

۸- به زیر پای صیاد و به سر باز
نه بنشستن صلاح است و نه پرواز

معنی: حالا کبوتر در زمین گرفتار صیاد بود و در بالای سرش هم گرفتار باز شکاری. بنابراین نه نشستن در زمین به صلاح او بود (چون هرلحظه ممکن بود صیاد او را شکار کند) و نه مصلحت بود که بلند شود و پرواز کند. ( چرا که باز شکاری در آسمان بود)

 

۹- به کلی رشته‌ی امید بگسست
در آن دم دل به امید خدا بست

معنی: اینجا بود که کبوتر از همه جا و همه چیز ناامید شد. اما در آن لحظه فقط امیدش به خدا بود و در دلش به کمک خداوند امید داشت.

 

۱۰- چو امیدش به حق بود آن کبوتر
نجات از مرگ دادش حی داور

معنی: چون کبوتر از همه جا قطع امید کرد و فقط به خدا دل بست، خداوند نیز که مانند یک داور حی و حاضر، شاهد تمام ماجرا بود، کبوتر را نجات داد.

 

۱۱- بزد ماری به شست پای صیاد
قضا بر باز خورد آن تیر و افتاد

معنی: ماری در آنجا شست پای صیاد را نیش زد. اتفاقا آن تیر صیاد که آماده پرتاب بود، رها شد و به باز شکاری که در آسمان بود اصابت کرد!

 

۱۲- به خاک افتاد هم صیاد و هم باز
کبوتر شاد و خندان کرد پرواز

معنی: بنابراین هم صیاد به زمین افتاد و هم باز شکاری! کبوتر هم خوشحال شد و پرواز کرد.

 

اختصاصی-دانشچی

مطالب مشابه


تصویری


ویدئو