معنی شعر خرد و دانش (فردوسی)

منبع: دانش‌چی

20

1399/11/3

08:58


معنی و مفهوم شعر خرد و دانش فارسی پایه چهارم از فردوسی

معنی شعر خرد و دانش

در این پست، معنی و مفهوم شعر معنی شعر خرد و دانش از فردوسی را برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم. با دانشچی همراه باشید.

معنی شعر خرد و دانش

۱- توانا بود هرکه دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود

معنی: هرکسی که دانا باشد توانا هم هست. اگر دانش در وجود شخص پیری باشد، دل او همچون جوانان، شاداب خواهد بود.

برنا: جوان و شاداب

 

۲- به دانش فزای و به یزدان گرای
که او باد، جان تو را رهنمای

معنی: بر علم و دانش خودت اضافه کن و به سمت خدای بزرگ برو چرا که او وجودت را راهنمایی می کند (تا از آسیب های بی دانشی در امان بمانی.)

گرای: متمایل شو، (گرویدن)

 

۳- بیاموز و بشنو ز هر دانشی
بیابی ز هر دانشی، رامشی

معنی: از هر علم و دانشی یاد بگیر ( و از اهلش بشنو) زیرا با آموختن هر دانشی تو به آسودگی و آرامش در زندگی دست می یابی.

رامش: فراغ و آسودگی و راحتی

 

۴- میاسای از آموختن، یک زمان
ز دانش میفکن، دل اندر گمان

معنی: یک لحظه هم از آموختن و یادگیری خسته نشو. از آموختن علم و دانش به دلت شک و گمان راه نده. ( با اطمینان به کسب علم و دانش مشغول شو.)

میاسای: خسته نشو ( آسوده نباش)

 

۵- چه ناخوش بود، دوستی با کسی
که بهره ندارد ز دانش، بسی

معنی: چقدر دوستی کردن با کسانی که هیچ بهره ای از علم و دانش ندارند، بد است.

 

۶- که بیکاری او ز بی دانشی است
به بی دانشان بر، بیاید گریست

معنی: چرا که بیکار بودن او به دلیل نداشتن علم است. باید به حال کسانی که دانشی ندارند و در جهل خویش گرفتارند، گریه کرد.

 

۷- تن مرده، چون مرد بی دانش است
که نادان به هرجای، بی رامش است

معنی: شخص نادان مانند مرده ای است (که نه تحرکی دارد و نه خیری) زیرا نادان هرجا که رود آسودگی و راحتی ندارد.

 

اختصاصی-دانشچی

مطالب مشابه


تصویری


ویدئو