10 انشا درمورد سیزده بدر مناسب برای تمامی مقاطع

10 انشا درمورد سیزده بدر مناسب برای تمامی مقاطع


منبع: دلگرم

7

1400/1/11

12:37


10 انشا درمورد سیزده بدر مناسب برای تمامی مقاطع

انشا درمورد سیزده بدر

اگر به دنبال انشا درباره سیزده بدر هستید، این مقاله را از دست ندهید. انشاهایی که در ادامه خواهید دید برای تمامی مقاطع تحصیلی مناسب است. امیدواریم بهره کافی را از این مطلب ببرید.

انشا با موضوع سیزده بدر

تعطیلات عید با تمام خوشی هایش به پایان می رسد و پایان آن روز سیزدهم، یعنی روز سیزده بدر است؛ روزی که با تمام شدنش تعطیلات هم تمام می شود پس باید قدرش را بدانیم ! سیزده بدر را روز طبیعت نیز نامیده اند طبیعتی که در آن روز هزاران نفر میهمان آنند و به تفریح مشغول. البته نه تفریحی که لطمه به زیبایی طبیعت بزند.

در روز سیزده بدر بیشتر از روزهای قبل انرژی مصرف می کنیم و هیجان داریم چرا که آخرین روز تعطیلات است و فردایش شروع درس و کار و مدرسه! ما روز سیزده بدر خیلی زود بیدار می شویم و وسایلمان را جمع کرده و به پارک می رویم. بیشتر اوقات درخت بزرگی را انتخاب می کنیم که زیر سایه اش بنشینیم.

روزهای بهار، درختان سرسبز و شکوفه زده اند و هوای بهاری هوای فوق العاده ایست. تفریح در پارک و لذت از دیدن سرسبزی اش آرامش عجیبی به انسان می دهد.

زیرانداز را پهن کردیم و وسایلمان را چیدیم. هر کس در گوشه ای مشغول سرگرمی بود. ما هم دسته جمعی والیبال بازی کردیم. در طی بازی هم چند نفر از خانواده های دیگر هم به ما ملحق شدند و یک بازی هیجان انگیز به راه انداختیم.

در وقت اذان نمازهایمان را در نمازخانه پارک خواندیم و بعد از آن مشغول درست کردن نهار شدیم. بوی جوجه و دود کردن آن از هر طرف پارک به مشام می رسید.

کم کم بارش باران بهاری آغاز شد ما هم که از همان ابتدا عاشق نشستن روی چمن بودیم از ترس خیس شدن وسیله هایمان به آلاچیق ها پناه بریدم. آلاچیق هایی که صفایشان کم هم نبود و خیلی هم در آن خوش گذراندیم.

بازی و حرف زدن و تخمه شکاندن هایمان که تمام شد نزدیک غروب بود. غروب سیزده بدر. حال و هوایش مانند غروب آخرین روز شهریور است. فردایش هم که مدرسه ها منتظر ما هستند حتی اگر ما منتظرشان نباشیم!! بالاخره تعطیلات عید به زودی سپری شدند و ما هم نهایت لذت را بردیم.

انشا سیزده بدر

انشا درباره سیزده بدر

سیزده بدر سیزدهمین روز فروردین ماه یکی از جشن های محبوب و دیرینه نوروزی می باشد. در تقویم های رسمی ایران سیزده بدر را روز طبیعت نامگذاری کرده اند و این روز یکی از تعطیلات رسمی می باشد.

برخی معتقدند که در روز سیزده بدر باید برای بیرون راندن نحسی از خانه بیرون رفته و نحسی را در طبیعت به در کنند. گفتنی است پس از سیزده بدر جشن های نوروزی پایان می یابد.

جالب است بدانید که تاکنون هیچ دانشمند یا چهره سرشناسی در مورد سیزده بدر و اینکه عدد ۱۳ نحس است چیزی نگفته است بلکه بسیاری روز سیزده نوروز را بسیار فرخنده و مبارک می دانند.

در این روز خانواده ها به صورت گروهی با هم غذای ناهار را آماده کرده و آجیل ها و خوردنی های سفره هفت سین را همراه خود به دامان طبیعت و صحرا می برند و سبزه هفت سین خودرو به آب روان می سپارند.

تفریح، شوخی، بازی، صحبت کردن از سرگرمی ها و ویژگی‌های روز سیزده بدر می باشد. یکی از رسم های جالب در مورد سیزده بدر گره زدن سبزه به نیت باز شدن گره دشواری ها و برآورده شدن آرزوها از جمله بیرون کردن نحسی می باشد.

برخی نیز باور دارند که دختران دم بخت با سبزه گره زدن وقت شان باز شده و برای ازدواج و همسریابی بسیار شگون دارد.

در فرهنگ اساطیری برای رسومات سیزده بدر معنی های تمثیلی بسیاری از جمله شادی و خنده در این روز به معنی فروریختن اندیشه های تیره و پلیدی، روبوسی نماد آشتی، به آب انداختن سبزه های تازه نشان دادن هدیه به ایزد آب یا ناهید، گره زدن سبزه برای باز شدن بخت و تمثیلی برای پیوند زن و مرد می باشد.

انشا برای سیزده بدر

داستان کوتاه درمورد سیزده بدر

انشا درمورد 13 بدر

سیزده بدر را بعنوان آخرین روز تعطیلات عید می‌شناسیم که به تفریح و گردش در طبیعت اختصاص دارد اما این روز علاوه بر آداب و سنت‌های شناخته شده فلسفه‌ای نیز دارد.

سیزده‌بدر در واقع سنت ایران باستان است که به مناسبت پیروزی خدای باران بر دیو خشک‌سالی آیوش جشنی برگزار می‌شده است. این جشن از قبل از دوران اشو زرتشت یعنی حدود 1800 سال قبل از میلاد مسیح رواج داشته است.

سیزدهمین روز از ماه فروردین روز تشتر یا تیر نام دارد. خدای تیر همان خدای باران است و بنا بر عقیده‌ی زرتشتیان برای پیروزی خدای باران درسال جدید و شکست دیو خشک‌سالی مردم باید در روز تیر از این خدا یادکرده و از او طلب بارش باران کنند.

پیشینه جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند. درباره روز سیزده‌بدر نیز روایتی وجوددارد که جمشید، شاه پیشدادی، در دشت سرسبز و صحرا خیمه برپا کرده و روز سیزده نوروز را آنجا سپری میکند. او برای چندین سال اینکار را تکرار کرد و به‌مرور به شکل آیینی برای ایرانیان درآمد.

همه ی ساله ایرانیان نیز روز سیزده فروردین را از خانه بیرون رفته ودر دامن طبیعت روز خودرا سپری میکنند در ایران باستان پس از برگزاری مراسم نوروز مردم در روز سیزدهم که روز خدای باران بود به دشت و صحرا می‌رفتند و به شادمانی می‌پرداختند و طلب بارش باران از خدا میکردند.

امروزه نیز زرتشتیان از صبح روز تشر سفره‌های نوروزی خودرا جمع کرده، آجیل و شیرینی‌های مانده رابا خود برداشته و به طبیعت می برند.آن‌ها تمام روز را در طبیعت به شادی میپردازند.

در مورد نحس بودن سیزده بدر عقاید مختلفی وجوددارد. تا کنون هیچ مدرک تاریخی یافته نشده است که نشان ‌دهنده نحسی روز سیزده باشد بلکه ایرانیان روز سیزدهم نوروز را روزی نیکو و خجسته می‌دانسته‌اند.

بعضی معتقدند نحسی سیزده ناشی از پیوند زرتشتیان با مسیحیان است که به مسلمانان نیز منتقل‌شده است. مسیحیان معتقدند آخرین شام مسیح که در آن به او خیانت کردند سیزده نفر بودند و ازاین‌رو سیزده را شماره نحسی میدانند.

همچنین واژه سیزده بدر دو معنی رابه ذهن متبادر میکند. گفته میشود سیزده‌بدر به معنای «در کردن نحسی سیزده» میباشد. اما زمانی که کمی به واژه‌ها دقت کنیم متوجه میشویم می توان از این لغت برداشت دیگری داشت.

در معنای دره و دشت نیز می دهد پس سیزده‌بدر به معنی «سیزدهم به‌سوی در و دشت رفتن» است، این یعنی بیرون رفتن و گذراندن روز در دل طبیعت.

دور انداختن سبزه ها هم به این دلیل بود که ایرانیان باستان عقیده داشتند بدی‌ها و مریضی‌ها دراین سبزه جمع شده و با به آب دادن یا به دور انداختن آن، این پلیدی‌ها و مریضی‌ها را از خود دور میکردند.

ما ایرانی‌ها جشن‌های زیبایی را از نیاکانمان به ارث برده‌ایم و با برپایی آن ها میراث آن ها را زنده نگه می‌داریم و چه خوب که در سیزده بدر به فلسفه آن نیز دقت کنیم.

انشا راجع به سیزده بدر

انشا با موضوع سیزده بدر خود را چگونه گذراندید ؟

عید نوروز مراسمات و آیین‌های ویژه‌ای دارد. آخرین روز تعطیلات سیزده بدر است که امروزه به نام روز طبیعت شناخته میشود و خانواده‌ها به دامان طبیعت می روند. من نیز همراه خانواده‌ام سیزده بدر امسال به تفریح پرداختم.

از چند روز قبل همه ی به هم دیگر تلفن می‌زدند و باهم هماهنگ می شدند، می خواستند باهم باشند. هرکس جایی را پیشنهاد می‌داد. از کیلومترها آن‌طرف‌تر تا همین پارک نزدیک خانه، آخرش قرار شد دو تا از جوان‌ترها صبح خیلی زود بروند تا مناسب‌ترین جا برای نشستن این همه ی آدم را پیدا کنند و فرش پهن کنند.

آخرش فهمیدیم در بزرگ ترین پارک شهر جایی برای نشستن انتخاب شده است. تا ما آمدیم برویم بقیه فامیل رسیده بودند. در ده قدمی ما خانواده‌ای دیگر نشسته بود. دایی بزرگم اول مقداری چپ چپ نگاهشان کرد و بعد گفت که چقدر قدیم‌ها بهتر بود که آدم‌ها با غریبه‌ها چسبیده به هم نمی‌نشستند.

مادرم مقداری از آجیل‌های عید را که اضافه آمده بود، جلوی دایی گرفت و به او گفت که بهتر است به جای حرص خوردن، بی‌خیال شود و خوش بگذراند.بچه‌های یک خانواده دیگر توپ آورده بودند و فوتبال میکردند. بچه‌های خانواده ما توپ والیبال داشتند و البته هنوز از دایی بزرگم جرئت نمی کردند، شروع کنند.

تا این که دایی چشمش به توپ افتاد و گفت:«می خواهید بازی کنید، اون طرف…» و با دستش محوطه بازی صد متر آن‌طرف‌تر را نشان داد. ما هم تکلیف خودمان را فهمیدیم و از آنجا فاصله گرفتیم. وقتی برگشتیم بچه‌های آن خانواده را ندیدیم و حدس زدیم که دایی تذکر داده که اعصاب ندارد و باید رعایت حالش را بکنند.

موقع ناهار گرسنه سر سفره نشستیم و جوجه کباب‌هایی راکه نصف انها سوخته بود و نصف دیگر نپخته بود، با گوجه‌های سوخته خوردیم. البته پدرها کلی از دست و پختشان تعریف کردند و مادرها هم بنظر میرسید راضی باشند؛ همین که به جای غذا پختن، دور هم نشسته و صحبت کرده بودند، خودش برایشان جای خوشحالی داشت.

آخرش بعضی از دخترهای جوان فامیل سبزه گره زدند و شعرهایی مثل «سال دگر، سیزده بدر، خونه شوهر، بچه بغل» خواندند و خندیدند. مادربزرگم هم خم شد و سبزه گره زد.

یکی از نوه‌ها پرسید که او دیگر چرا سبزه گره می زند؛ مادربزرگ جواب داد: گره زدن سبزه فقط برای باز شدن بخت که نیست، برای برآورده شدن آرزوهای همه ی بچه‌ها و نوه‌ها سبزه گره میزنم و وقتی گره باز شود، همه ی آرزوهایتان برآورده می شود.

دم غروب خسته و کوفته با صورت‌های سوخته از آفتاب به خانه برگشتیم. همه ی راه برگشت تا خانه به صبح روز چهاردهم فروردین فکر میکردم که باید صبح زود بیدار شوم و به مدرسه بروم و این مرا ناراحت می کرد.

سیزده بدر پایان خوبی برای تعطیلات عید نوروز است، روزی که به هر صورتی که برگزار شود، لازم است در آن به طبیعت توجه کنیم ودر محافظت از آن بکوشیم.

انشا برای سیزده بدر

انشا طنز درمورد سیزده بدر

انشا 13 بدر خود را چگونه گذراندید ؟

مقدمه: روز سیزده بدر برای خیلی ها، خیلی روز خوبی است چون به اغوش طبیعت میرویم و خوش گذرانی می کنیم. اما این وسط برای دانش آموزان عصر و غروب این روز چندان خوش آیند نیست چون باید دوباره روزهای تکراری مدرسه را شروع کند.

متن انشا: روز سیزده فروردین در بسیاری از شهرها رسم و رسومات متفاوتی دارند و طبق این رسم و رسومات به طبیعت می روند و این روز را به سرمیگذارند اما خیلی هاهم این روز را روز نحسی می دانند و این نه علمی هست نه چیزی و فقط خیلی از مردم به ان به چشم خرافات نگاه می کنند.

و خیلی ها هم اعتقاد دارند به نحس بودن این روز از فصل بهار روز سیزده بدر که میرسد وسایل های سفر چند ساعته را اماده می کنند و راهی طبیعت می شوند. حالا ممکن است برای طبیعت برویم تا از شلوغی این شهر پر از صدا و شلوغی و هوای الوده و … خلاص بشویم و در طبیعت لذت ببریم و باید بدانیم که قصدمان از رفتن به طبیعت واقعا چیست ؟؟

ایا باید وقتی به طبیعت میرویم خوش گذرانی کنیم و اشغال و وسایل و خوراکی را به زمین و در طبیعت رها کنیم؟ این کار به هیچ وجه درست نیست بجای این کار ایا واقعا نمیتوانیم وقتی به مسافرت یک روزه سیزده بدر میرویم یک نایلون بزرگ برای جمع کردن چیزهایی که در زمین ریخته شده برداریم ؟

کار سختی قرار نیست کسی انجام بدهد فقط قرار است هرکس خودش هر چیزی را که زمین میریزد را داخل این نایلون بریزد تا طبیعت اجازه دوباره رفتن را به ما بدهد اگر به طبیعت احترام نگذاریم یعنی به خودمان احترام نگذاشته ایم چرا که تنفس واقعی ما از همین طبیعت های زیبایی است که به دست خود انسان خراب می شود.

اما کمی هم از سبزه ای بگوییم که در یک ظرفی سبز می شود و ماان را به اغوش طبیعت هدیه میدهیم البته بهتر است بگوییم که تقدیم اب می کنیم. رسم و رسوماتی دراین باره دیده می شود از قبیل گره زدن سبزه ها و رها کردن ان در اب دریا و باز شدن این گره ها که خیلی ها معتقدیم با باز شدن گره این سبزه ها مشکلات هم حل می شوند.

و به ندرت میتوانم بگویم که درصد بسیاری از مردم این مورد را قبول کرده اند و در سیزده بدر این کار را انجام می دهند. ما وقتی به طبیعت میرویم از جمله رسوماتی که داریم این است که سبزه گره میزنیم و به دریا رها میکنیم و اش دوغ محلی را درست می کنیم و جمع می شویم.

چون جمعی که در سیزده بدر به دورهم جمع می شویم خیلی زیاد هست چون معتقدیم وقتی تعداد زیاد باشد لذت بیشتری می بریم و یک توپی را میبریم و در طبیعت بازی میکنیم.

نتیجه گیری: امیدوارم روز سیزده بدر هرسالتون به خوبی گذشته باشه و سیزده بدر امسال هم کنار عزیزان زندگیتون به خوشی بگذره و به طبیعت احترام بیشتری بگذاریم و با طبیعت و درختان کمی مهربان تر باشیم.

انشا درمورد سیزده بدر

انشا خاطره سیزده بدر

ما هم یک روز مانده به سیزده نوروز تصمیم گرفتیم از صبح روز سیزده بدر از خانه بزنیم بیرون، از عصر دوازدهم بچه ها به تکاپو افتادند هر کس دنبال کاری بود، یکی کیک درست میکرد، یکی سبزی پاک میکرد، یکی وسایل را آماده میکرد کاسه، بشقاب، استکان، و سماور زغالی و من هم تدارکات را انجام میدادم.

دود کش سماور را فراموش کرده بودیم که آن هم باعث برگشتن دوباره من به خانه در روز سیزده بدر شد. به هر حال از صبح اول وقت شال و کلاه کردیم و وسایل را برداشتیم و حرکت بسوی دشت و صحرا و سبزه و گل و بلبل و جویبار.

موقعیت را قبلاً شناسایی کرده بودیم و فقط خدا خدا میکردیم که قبل از ما کسان دیگری جای ما را نگیرند. دو، سه خانواده قبل از ما آمده بودند، ولی بغل چشمه، دامنه سر سبز تپه خالی بود و زود جلو پلاس را پهن کردیم و چادر را بر پا نمودیم.

نزدیک ما یک خانواده دیگر چادر زده بودند و دختر کوچولوی خوشگلی بنام خدیجه داشتند که تا ما رسیدیم با بچه ها اخت شد و تا مدتی با ما بود. یواش یواش اطراف ما پر شد از خانواده هایی که از جاهای دیگر آمده بودند.

سماور را آتش زدیم و بعد از آوردن دودکش بساط صبحانه را پهن کردیم چه هوای خوبی بود. چون دیر شده بود بعد مختصری گردش بچه ها مشغول تدارک ناهار شدند و تقریباً حدود ساعت دو و نیم، سه نهار خوردیم و از هر طرف بوی کباب بلند بود و صدای موسیقی شاد یک لحظه قطع نمی شد.

نهار که تمام شد از گوشه و کنار صدای رقص و آواز بلند شد. چند خانواده کرد با یک ماشین سواری و یک کمپرسی درست در نزدیکی ما بساط پهن کرده بودند که بعد از نهار با یک آهنک کردی به رقص و پایکوبی مشغول شدند و از اطراف فیلمبرداری میکردند، چه صفا و صمیمیتی در محوطه حاکم بود.

بعد از رقص و آواز آن خانواده ها رفتند و ما نیز تصمیم گرفتیم بقیه روز را بگردیم وسایل را به خانه بردیم و بطرف جلفا راه افتادیم. در راه همه جا پر بود از جمعیت، داخل جلفا گشتی زدیم. شهر بی اندازه شلوغ بود و ترافیک روبروی مسجد جامع و پارک شهر مدتی معطلمان کرد.

که بچه ها به روی پل رو گذر راه اهن رفتند و از آن بالا مناظر جلفا را تماشا کردند. به طرف کلیسا راه افتادیم ولی جاده خیلی شلوغ بود نرسیده به کمپ نوروزی منطقه آزاد در کنار رودخانه خروشان آراز توقف کردیم طرف رودخانه توقف ممنوع بود (کار نیک نیروی انتظامی).

در طرف دیگر جاده به بالای تپه ای رفتیم و بساط چای را پهن کردیم و آز آن بالا آراز را تماشا کردیم. ساعت هشت و یا نه به خانه رسیدیم در حالی یک روز بیاد ماندی خدا را سپری کرده بودیم.

امیدوارم همیشه خنده و شادی در چهره مردم دنیا بخصوص مردم ایران زمین پایدار بماند.

انشا سیزده بدر

تحقیق درمورد سیزده بدر

انشا درباره سیزده بدر در کرونا

سیزده بدر امسال با همه ی 13 بدرهای عمرم فرق داشت، امسال دومین سالی بود که ما 13 بدرو به جای رفتن تو جنگل و طبیعت، تو حیاط خونمون سپری کردیم اونم به خاطر وجود کرونا!

امسال دومین سالی بود که به جای اینکه صبح زود بلند شیم و بارو بندیل جمع کنیم و بریم بیرون، تا ساعت 9 خوابیدیم، بعدم مثل روزای عادی صبحانه خوردیم و تلویزیون دیدیم و ناهار پختیم و رفتیم تو حیاط.

از روزای قبل وقتی به 13 بدر امسال فکر میکردم، یکم پذیرفتنش برام سخت بود که اینقدر ساده برگزار شه، اما امروز دیدم اونقدا هم بد نیست، تنوعه، همیشه که قرار نیست کارای تکراری انجام بشه!

نمیدونم نمرم چند میشه برای این انشا، اما خب خاطرش برام می مونه.. با اینکه تو این عید حال خوشی نداشتم و مثل سال های قبل حوصلشو نداشتم، و هیچ کارمو نکردم، و همش تنبلی کردم اما از تموم شدنش خیلی خوشحال نیستم...

از فردا هم دوباره زندگی عادی شروع میشه، مثل قبل ، همون مدلی که بوده و هست و خواهد بود. امیدوارم تعطیلات عید بهتون خوش گذشته باشه.

انشا برای سیزده بدر کرونایی

انشا درمورد روز طبیعت

مقدمه: روز آخر تعطیلات عیدانه که مصادف با روز طبیعت است را به دل طبیعت می رویم تا هم از طبیعت بهاری استفاده کرده باشیم و هم تا آخرین لحظه ی تعطیلات را دور هم دیگر و در کنار خانواده سپری کرده باشیم.

تنه انشاء: روز طبیعت بهانه ایی است برای در کنار هم بودن و لذت از هوای پاک و طبیعت ناب که نقاشی دست خداوند است و مثالش هیچ کجا نیست.

اما بعضی از شهروندان که در این روز به طبیعت می روند به جای استفاده ی درست از طبیعت به آن آسیب می رسانند و با حکاکی روی درخت ها و آتش زدن جنگل و ریختن زباله روز به روز چهره طبیعت را کدر می کنند و از زیبایی و هوای پاکیزه آن می کاهند و در مقابل به آن زشتی و بوی نامطبوع می بخشند.

آن ها اصلا به فکر طبیعت و بقای طبیعت نیستند و تنها به لذت لحظه ایی خود فکر می کنند و زحمت برداشتن زباله هایی که خودشان ریخته اند را حتی به خودشان نمی دهند.

اگر با همین رویه ادامه پیدا کند ما در سال های آینده چیزی به اسم طبیعت و جنگل و گل های زیبا را نداریم و تنها چیزی که برایمان باقی مانده درخت های خشک و مخوف هستند و کوه های زباله که از بوی تعفن آن ها اکسیژن برای تنفس باقی نماند.

سیزده بدر بهانه ای است برای حفظ طبیعت برای قدر دانستن طبیعت نه تخریب و نابودی طبیعت و اما فلسفه ی گذشتگان در باب طبیعت، در گذشته های نزدیک عدد 13 را نحس می شماردند و اعتقاد داشتند در چنین روزی برای در امان ماندن از مشکلات در روز 13 اول سال از خانه های خود خارج شویم تا همراه ما نحسی ها از خانه ها دور شوند.

به بیرون از خانه بروند و اینطور که پیداست درست گفته اند زیرا نحسی ها دامن طبیعت را خیلی سفت و محکم چسبیده اند و قصد نابودی آن را دارند و هیچ کس جز خود انسان نیست که بتواند مانع این مشکل شود.

نتیجه گیری: اگر ما انسان ها تنها چند دقیقه از زمان خود را صرف پاکسازی طبیعت کنیم و زباله ها را جمع آوری کنیم خودش تبدیل می شود به دستی محکم برای زدودن کثیفی ها. بیاییم از همین سن این طرز فکر را در خود بپرورانیم که طبیعت محل زندگی ما است و با کثیف کردن آن تنها کسانی که بیشترین ضرر را می بینند خود ما هستیم.

انشا ادبی سیزده بدر

مقاله درمورد سیزده بدر

انشا درمورد پیشینه سیزده بدر

روز طبیعت یا همان سیزده‌ بدر، سیزدهمین روز فروردین ‌ماه و از جشن‌های نوروزی ایران است. در تقویم های رسمیِ ایران، روز 13 فروردین ماه روز طبیعت نامگذاری شده ‌است و از تعطیلات رسمی ما می باشد.

اول از همه به معنی 13 بدر اشاره می کنیم: سیزده‌ بدر به‌معنای «در کردن نحسیِ سیزده» است. اما وقتی به معانی واژه‌ها نگاه کنیم برداشت دیگری از این واژه می‌توان داشت. «در» به‌جای «دره و دشت» می‌تواند جایگزین شود.

با نگاهی کلی می‌توان گفت واژهٔ «سیزده‌ به‌ در» به‌معنای «سیزدهم به‌سوی در و دشت شدن» می‌باشد که همان معنی بیرون‌رفتن و در دامان طبیعت سرکردن را می‌دهد. آیین‌های ویژه‌ ی سیزده بدر شامل گره زدن سبزه، سبزه به رود سپردن، پختن خوراک‌های گوناگون به ویژه آش رشته، پرتاب ۱۳ عدد سنگ به ویژه در مناطق کرد نشین می باشد.

جشن سیزده بدر بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد. در منابع مکتوب، و در تمامی منابع مربوط به دوران قاجار به برگزاری سیزده بدر در فروردین اشاره شده است.

انشا درباره سیزده بدر

انشا سیزده بدر 1400

روز 13 فروردین ماه سال 1400 به همراه خانواده به باغ خود در حوالی شهریار رفتیم. با وجود کرونا بسیاری از مردم پروتکل های بهداشتی را رعایت نمی کردند. اما همه اعضای خانواده ی ما ماسک زده بودند تا از ویروس کرونا در امان باشیم.

چادر مسافرتی خود را باز کردیم و به داخل آن رفتیم. پدرم آتشی روشن کرد. من و برادرم بلافاصله رفتیم و به بازی مشغول شدیم. مادرم در حال آماده کردن غذا بود، غذایی خوشمزه. مادرم می دانست که ما آش دوغ دوست داریم و به همین علت قرار بود نهار آش دوغ بخوریم.

خواهرم که بادبادکی در دست داشت در باغ می دوید تا بادبادک به آسمان برود. هوا بسیار عالی بود. درختان سبز شده بودند. آدم دلش میخاست فقط نفس بکشد زیرا هوا بسیار مطلوب بود.

پس از خوردن نهار پدرم شروع به پختن کباب کرد. من کباب را باد می زدم تا به خوبی بپزد. در دامان طبیعت بودن واقعا لحظه ای به یاد ماندنی است، دلم می خواست همیشه در طبیعت زندگی کنم.

بعد از خوردن کباب من با پدرم شطرنج بازی کردیم. پدرم در بازی شطرنج بسیار ماهر است. پس از یکی دو دست باخت بالاخره توانستم پدرم را ببرم. بعد از آن با خواهر کوچک ترم منچ بازی کردیم.

همچنین ببینید:

10 شعر کودکانه زیبا درمورد سیزده بدر

20 نقاشی با موضوع سیزده بدر برای رنگ آمیزی کودکان


مطالب مشابه


تصویری


ویدئو