مرثیه ای برای اکبر افتخاری | خداحافظ بچه!

مرثیه ای برای اکبر افتخاری | خداحافظ بچه!


منبع: طرفداری

113

1400/8/18

21:29


مرثیه ای برای اکبر افتخاری | خداحافظ بچه!

*ما عاشقیم و خوش تر از این کار، کار نیست

یعنی به کارهای دگر اعتبار نیست ...

ناصح مکن حدیث که: «صبر اختیار کن»

ما را به عشق یار ز خویش اختیار نیست ...

بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار

فکری به حال خویش کن که این روزگار نیست ...

*عمادالدین برقعی خراسانی

اختصاصی طرفداری - کوچولو و ریزنقش بود، تنها 166 سانتی متر قد داشت ولی با همان قد و با همان فیزیک در زمین چمن های بی رمق آن دوران، مهارناپذیر بود و یک تیم را به هم می دوخت و روی دستمال به راحتی چند نفر را دریبل می زد! اگر بخواهیم به ساده ترین زبان ممکن توانایی های فنی او را توصیف کنیم، باید بگوییم بیش از نیم قرن پیش، اکبر افتخاری کاری را انجام می داد که امروز مهدی قایدی انجام می دهد و میلیون ها نفر را به وجد می آورد. داریوش مصطفوی، همبازی اسبق او در تاج در موردش می گفت: او فردی بازیگوش بود که هر کسی را دست می انداخت. همایون بهزادی هم او را به عنوان یک بازیکن دو پا وصف می کرد که می توانست با هر دو پا شوت بزند یا سانتر کند. سرعتش، حرکات انفجاری اش کنار خط و از همه مهم تر سانترهایش با دو پا در حد سرعت، تکنیک، حرکات انفجاری و البته ارسال های مهندسی شده ی موشک ماندگار فوتبال ایران مهدی مهدوی کیا بود ... داریم از اکبر افتخاری صحبت می کنیم ... کوچولوی ریزنقشی که به او لقب «بچه» را داده بودند، بچه ای که به طَبَع و به تَبَعِ بچه های جنوب، آتشین بود و بشدت احساسی و البته دمدمی مزاج ...

به گزارش طرفداری، قصد داریم در چهارمین سالگرد درگذشت یک بزرگِ باافتخار، مرثیه ای بنویسیم برای یکی از بزرگ ترین، مهجورترین و به قول امروزی ها آندریتدترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران ... قصد داریم در بزرگداشت اکبر افتخاری بنویسیم که یک گوش چپ کلاسیک بود با تکنیک و پا به توپی خارق العاده، با تبحر در ارسال های مواج و مهندسی شده با هر دو پا _علی الخصوص ضربات شروع مجدد مانند کرنر ها_ و با یک رفتار خاص و خلق و خوی بشدت احساسی... کسی که دو پا بود و در آن 4-2-4 کهنه و کلاسیک قابلیت بازی در هر دو سمت خط حمله را داشت... ستاره ای که در جریان نخستین قهرمانی ایران در جام ملت های آسیا، به همراه همایون بهزادی کار را برای یک ملت درآوردند؛ جایی که "سرطلایی" آقای گل شد و "بچه" هم ارزشمندترین بازیکن جام... کسی که شاید که نه، به طور حتم یکی از سه گوش چپ برتر تاریخ فوتبال ایران بوده، ولی چنان حیرت آور فراموش شده که در پروژه ی بزرگ برترین های قرن طرفداری، هنوز حتی یک رای هم به او اختصاص داده نشده است!!!

اکبر افتخاری در یک روز پاییزی در پانزدهم آذر ماه 1322 در بندر شاپور به دنیا آمد و دوران نوجوانی و جوانی اکبر همان جا سپری شد.  فعالیت ورزشی اکبر ابتدا با تیم اسپرت کلوپ اهواز و زیر نظر نعمت پور مربی سازنده ی آن دوران در فوتبال خوزستان آغاز شد. پیشرفت اکبر آن قدر سریع اتفاق افتاد که در حوالی نوزده سالگی اش چنان در ترکیب  منتخب اهواز درخشید که مورد توجه مسئولان باشگاه دارایی و زنده یاد علی اکبر محب (مالک باشگاه) قرار گرفت و خیلی زود به تهران آمد. گفتنی است با درخشش اکبر و دیگر ستارگان خوزستانی که به آن ها نیز خواهیم پرداخت، تیم کلونی (منتخب) خوزستان در مسابقات کشوری دوم شد و این مهم پای ستارگان پرشماری را از آن خطه ی فوتبال خیز به باشگاه های بزرگ پایتخت و سپس تیم ملی باز کرد...

اکبر افتخاری اسطوره ی فوتبال کنار اکبر گلپایگانی اسطوره ی آواز ...

ماجرای سه یار دبستانی در خوزستان ...

جالب است بدانید آغاز فوتبال اکبر افتخاری کنار دو اسطوره ی دیگر فوتبال خوزستان اتفاق افتاد: محراب شاهرخی و ناظم گنجاپور. آن ها بازی فوتبال را با هم آغاز کردند. در روایتی گفته بودند پدر اکبر که در بندر صاحب رستوران بود، گاهی مواقع اکبر را با چوب کتک می زد تا او به جای فوتبال، بیشتر به درس و مدرسه دل ببندد؛ اما این اسطوره ی تابناک فوتبال جنوب راه خود را انتخاب کرده بود. به واسطه برگزاری جشنی توسط باشگاه کلوپ شنای اهواز گنجاپور، شاهرخی و افتخاری با اجرای کارهای نمایشی خود در استفاده و کنترل توپ و مهارت های فردی به عضویت این باشگاه درآمدند.
بچه بندر شاپور پس از طی دوران ابتدایی به همراه دو دوست اسطوره ای دیگر دیار کارون یعنی گنجاپور و شاهرخی به اهواز رفته و پس از تأئید مدیریت باشگاه فوتبال کلوپ شنای اهواز همبازی شدند. پس از درخشش در مسابقات کشوری و کسب مقام نایب قهرمانی در آن رقابت ها، از این مثلث طلایی شاهرخی و گنجاپور برای پیشرفت بیشتر، کمی زودتر به تهران مهاجرت کردند و در تیم پرآوازه شاهین تهران، درخشیدند. اندکی بعد و درسال 41 پای اکبر افتخاری هم به پایتخت باز شد و همان طور که در بالا اشاره شد، به عضویت تیم دارایی درآمد و کنار بزرگانی همچون غلامحسین نوریان و محسن حاج نصراله بازیهای درخشانی از خود به نمایش گذاشت. درخشش این سه یار دبستانی در شاهین و دارایی به گونه ای بود که هر سه نفر پس از چندی به تیم ملی نیز دعوت شدند.

اکبر افتخاری حدود شش سال تا زمان انحلال باشگاه دارایی در بهار 1347، در این تیم توپ زد. یکی از صحنه های ماندگار دوران بازیگری افتخاری در دارایی مربوط است به یک سوپر گل بسیار زیبا... گلی که برابر شاهین یکی از رقیبان سفت و سخت و همیشگی دارایی به ثمر رسید و افتخاری این گل را از روی یک ضربه و از فاصله ای بسیار دور و بعید (بین 30 تا 35 متر) به ثمر رساند.

در کل روزهای حضور اکبر افتخاری جوان در دارایی روزهای اوج دوران بازیگری او بود، زیرا که با داراییِ "بچه"، باشگاه دارایی به یک قهرمانی جام باشگاه های تهران و دو نایب قهرمانی در این تورنمنت دست یافت _لازم به ذکر است آن قهرمانی با انحلال پرماجرای باشگاه شاهین در سال 1346 به دست آمد.

جالب است بدانیم پس از انحلال شاهین، دو یار قدیمی اکبر یعنی ناظم و عمو محراب برای مدتی به دارایی ملحق شدند. این اتفاق سبب شد برای مدتی هر چند کوتاه جمع آن سه یار دبستانی در کنار هم و در تیم دارایی تشکیل شود؛ هر چند وقتی شاهینی ها تصمیم گرفتند که در قالب پرسپولیس به دوران ورزشی خود ادامه دهند، باز مسیر این سه یار و رفیق قدیمی از هم جدا شد، چرا که ناظم و محراب پرسپولیسی شدند. پس از انحلال دارایی، در حالی که این گمانه زنی بود که باز این یاران دبستانی به هم بپیوندند و افتخاری سرخ پوش شود، او به تاج رفت ودر سال 1350، با 3 سال تأخیر به جمع 2 دوست قدیمی برگشت و سه یار دبستانی باز هم کنار هم قرار گرفتند و در سال های واپسین فوتبال خود، زمانی بسیار کوتاه را در کنار هم تجربه کردند.

ارزشمندترین بازیکن آسیا ...

اکبر افتخاری پانزده بازی ملی را در کارنامه دارد و پس از آن به رغم شایستگی و محبوبیت بسیار مورد غضب مربیان وقت تیم ملی قرار گرفت. آخرین حضور اکبر در تیم ملی او را در تاریخ فوتبال ایران جاودانه کرد. چهارمین دوره مسابقات جام ملت های آسیا در اریبهشت ماه سال 1347 که به نخستین قهرمانی تیم ملی منجر شد. اکبر افتخاری همواره از آن افتخار به عنوان شیرین ترین خاطره ی دوران ورزشی خود یاد می کند. گل زیبای اکبر که مستقیماً از روی نقطه کرنر به تیم برمه _که قهرمان چغر و بدبدن بازی های آسیایی بانکوک 66 بود_ زد، در تاریخ فوتبال ایران با قلمی زرین ثبت شده است.

گل سوم تیم ملی فوتبال کشورمان برابر چین ملی (تایوان) توسط اکبر افتخاری در جام ملت های آسیا 1968

در حقیقت اکبر دو گل در آن بازی ها برای تیم ملی به ثمر رساند که هرگز از یاد ها پاک نخواهند شد؛ گل سوم تیم ملی در جریان بازی دوم ایران در آن تورنمنت با چین ملی (تایوان) روی پاس پرویز قلیچ خانی و آن گل ماندگار و استثنائی به برمه که شاید یکی از ده گل برتر تاریخ تیم ملی فوتبال کشورمان باشد. خوب است جزئیات آن بازی را بدانیم؛ بازی سوم در برابر برمه ... تیمی که دو سال پیش تر در دیدار نهایی بازی های آسیایی 1966 بانکوک تایلند، با شکست تیم ملی فوتبال کشورمان که از حضور افسانه هایی چون زنده یادان حمید شیرزادگان و محمد رنجبر نیز بهره می جست، به مدال طلا و عنوان قهرمانی رسیده بود.

در جریان همین بازی های جام ملت های آسیا 1968 که در تهران برگزار می شد، مردان برمه (میانمار) با شکست اسرائیل مدافع عنوان قهرمانی شگفتی ساز شده بودند و نشان داده بودند که با جاه طلبی خاص خود، برای یک دبل رؤیایی و قهرمانی در جام ملت های آسیا پس از بازی های آسیایی، اسب خود را زین کرده اند. برمه اسرائیل را با تک گل مهاجم معروف خود سوکه بهادر برد و مهیای بازی با ایران شد. آن ها تیمی بودند که به شدت فیزیکی و خشن بازی می‌کردند و همین شد که بازی ‌ایران برابر برمه تا حدودی گره بخورد.

اکبر افتخاری با پیراهن مقدس تیم ملی برابر برمه ...

در آن دیدار که بازی سوم هر دو تیم محسوب می شد، تیم ملی کشورمان با گل زودهنگام کلانیِ بزرگ جلو افتاد، در اوایل نیمه دوم در دقیقهٔ 50 برمه که شدیداً فیزیکی بازی می کرد، گل مساوی را زد. ده دقیقه بعد سرنوشت دیداری که می رفت به گره ای کور تبدیل شود، توسط "بچه" عوض شد ... کرنری به نفع ایران اعلام شد و اکبر افتخاری پشت توپ ایستاد. افتخاریِ دو پا که قصد داشت با پای راست توپ را روی دروازه ی برمه بفرستد، به یک باره گارد و منطقه ی ایستادن خود را تغییر داد و با ضربتی مواج، کات دار و استثنائی توپ را با پای چپ خود روی دروازه ی حریف فرستاد. در این میان نباید از بازی بدون توپ دیگر همتای بی همتای اکبر افتخاری در تیم ملی گذشت. زنده یاد فریبرز اسماعیلی با حرکت بدون توپ زیبای خود کار را برای دروازبان برمه سخت و عرصه را بر او تنگ کرد. همین شد که کرنر اکبر افتخاری ناباورانه و یک‌راست وارد دروازه برمه شد و ایران جلو افتاد. نهایتاً باز هم ده دقیقه بعد با گل سرطلایی برتری‌ ایران تثبیت شد و آن بازی را 1-3 بردیم.

نکته ی منفی آن مسابقه، بازی شدیداً خشن برمه بود که سبب‌ساز مصدومیت شدید دو ستارهٔ وقت تیم ملی شد: علی جباری و همایون بهزادی بشدت مصدوم شدند و دیدار سرنوشت‌سازِ فینال‌گونه برابر اسرائیل را از دست دادند. غیبت بهزادی که فوق ستاره ی آن تیم بود حقیقتاً می توانست ضربه ی مهلکی به رؤیاهای قهرمانی ایران بزند.

در بازی با رژیم صهیونیستی صرفاً یک “تساوی” هم ما را قهرمان می‌کرد و این اسرائیل بود که به بردن آن بازی نیاز مبرم داشت. نیمه اول آن دیدار فینال گونه بدون گل به اتمام رسید، اما در نیمهٔ دوم یکی از اسطوره‌های بزرگ فوتبال اسرائیل گیورا اشپیگل روی یک ضدحمله گل زد؛ گلی که بسان آب سرد بود بر سکوهای جوشان امجدیه.

اکبر افتخاری در ترکیب تیم ملی ایران برابر اسرائیل این چنین پس از معرفی از طریق بلندگوی ورزشگاه، به ابراز احساسات تماشاگران ایرانی پاسخ می دهد ... این بازی آخرین حضور ملی اکبر افتخاری بود ...

کادر فنی تیم ملی از همایون بهزادی که مینیسک پایش پاره شده بود خواست که سلامتی خود را به خطر انداخته و برای خدمت به وطن، وارد زمین مسابقه شود، بهزادی نیز پذیرفت ... با تزریق چند آمپول بی‌حسی به زانوی راست‌ بهزادی، او به زمین رفت و این مسئله تأثیر روحی مثبتِ خودش را روی تیم ملی گذاشت ... در دقیقه 75، زنده یاد جعفر کاشانی حرکتی را از سمت چپ تیم ملی آغاز کرد. آن زمان هیچ کس چیزی از یک مدافع مدرن، بازیساز و پا به توپ نمی دانست، ولی "کاشی جان" دقیقاً چنین خصوصیات شگفت انگیزی در بازی خود داشت. پس از چند متر حرکت پا به توپ، کاشانی توپ را به افتخاری رساند. افتخاری مثل همیشه پا به توپ خَرامید، حرکت کرد و آرایش تیمی رقیب را به هم ریخت؛ سپس با ارسال مواجِ افتخاری، همایون بهزادی دقیقاً همان پای مصدوم خود را در مسیر توپ قرار داد و توپ با برخورد به پای راست بهزادی وارد دروازه ی اسرائیل شد.در شرایطی که با همان تساوی هم قهرمانی ما قطعی بود، در دقیقهٔ 88 سوپرگلِ سردار قلیچ برتری ما را تثبیت و قهرمانی مان را شیرین‌تر و مقتدرانه‌تر کرد و این بازی را هم مثل بازی‌های قبل بردیم ...

در پایان آن تورنمنت همایون بهزادی که در هر چهار بازی برای تیم ملی گل زده بود آقای گل شد و اکبر افتخاری هم به عنوان ارزشمندترین بازیکن تورنمنت انتخاب شد. در واقع در جریان آن تاریخسازی، ارزشمندترین بازیکن جام گل قهرمانی ایران را ساخت و آقای گل تورنمنت هم گل قهرمانی یک ملت را نواخت ... دو اسطوره ای که پیام آور شادی برای یک ملت شدند ...

اکبر افتخاری، نخستین ایرانی در تیم منتخب آسیا ...

پس از آن تورنمنت، افتخارى به عنوان اولين بازيكن ايرانى به تيم منتخب آسيا دعوت شد و با تیم منتخب آسیا برابر تیم بزرگی همچون آرسنال انگلستان به میدان رفت. با اینکه منتخب آسیا در این بازی 4 بر 2 نتیجه را واگذار کرد، اما یکی از آن دو گل برای مردان منتخب قاره ی کهن، توسط اکبر افتخاری به ثمر رسید. گفته می شود پس از آن بازی مربيان آرسنال که شدیداً تحت تأثیر تکنیک و بازی افتخاری قرار گرفته بودند، به او پيشنهاد پيوستن به اين تيم را دادند كه البته چنین انتقالی هیچ گاه رخ نداد. در حقیقت آن زمان، پرویز خسروانى که رئيس وقت سازمان تربيت بدنى و مالک تيم تاج بود، با رفتن بازيكنان ایرانی به تيم های خارجى موافقت نمى كرد و مى گفت هر چقدر آنها به شما پول بدهند، ما هم همان قدر پول مي دهيم. در چنین شرایطی افتخاری که پس از انحلال دارایی خواهان زیادی داشت، با گرفتن مبلغى 120هزار تومان پیش پرداخت و ماهى سه هزار تومان حقوق به تيم تاج تهران رفت.

اکبر افتخاری نفر دوم ایستاده از سمت راست در تیم تاج قهرمان جام باشگاه های تهران 1348؛ این عکس مربوط به دیدار تکراری تاج در برابر شهربانی در مرحله ی نیمه نهایی ست ... در عکس-نوشتِ بالا نام بازیکنان نوشته شده و تصویر پایینی نیز بریده ی روزنامه ی همین عکس است ...

افتخاری به مدت سه سال تا سال 1349 پیراهن آبی تاج را بر تن کرد و با این تیم به یک قهرمانی جام باشگاه های تهران و یک قهرمانی جام میلز هندوستان رسید و حتی یک بار بازوبند کاپیتانی تاج را هم به بازو بست. در جریان قهرمانی تاج در جام باشگاه های تهران در سال 1348، افتخاری دو گل برای تاج به ثمر رساند: گل نخست تاج در جریان برتری 0-2 برابر برق در مرحله ی گروهی و البته گل چهارم تاج در جریان برد قاطعانه 1-4 در دیدار فینال برابر پاس در دقیقه هشتاد و هشتم. در جریان آن بازی و در دقیقه 35، اکبر افتخاری از روی ضربه ایستگاهی با ضربه ای زیبا، دروازه تیم پاس را باز کرد که این گل را  زنده یاد عبدالرضا موزون داور مسابقه مردود اعلام کرد؛ اما این پایان کار نبود چرا که دو دقیقه مانده به پایان مسابقه و در شرایطی که پاس بی وقفه حمله می کرد و تاج 1-3 از رقیب خود پیش بود، روی حرکت زیبای کارو حق وردیان توپ به اکبر افتخاری رسید و او نیز با شوتی سهمگین از سمت راست زمین دروازه تیم پاس را گشود تا یک قهرمانی قاطع و رؤیایی برای مردان زنده یاد علی دانایی فرد رقم بخورد.

بعد از سه سال افتخاری از جمع آبی پوشان جدا شد. علت جدایی اسطوره ی فوتبال جنوب هم اختلاف با زدراوکو رایکوف سرمربی تاجی ها بود که نام وی را در آستانه مسابقات جام باشگاههای آسیا از لیست بازیکنان اعزامی به این رقابتها حذف کرده بود؛ هر چند دلیل رایکوف برای این موضوع شکستگی بینی و آسیب دیدگی این بازیکن عنوان شد اما به هر حال افتخاری افتخار بزرگ قهرمانی در جام باشگاه های آسیا به همراه تیم تاج را از دست داد.

اکبر افتخاری با پیراهن عقاب برابر تاج قهرمانی در لیگ سراسری باشگاه های ایران (جام منطقه ای - زمستان 1350)

شادروان دکتر حمیدرضا صدر پس از مرگ افتخاری در این ارتباط نقل می کند:

"بچه ها حمله کنید، بچه ها حمله کنید"... شعار مرسوم آن سال ها روی سکوهای امجدیه چنین ترکیبی داشت و بچه ها همان مردان جنگنده ما بودند. میان آن بچه ها، اکبر افتخاری، برای مان جادوگری بود دست نیافتنی. مرد کوچک اندام مهارناپذیری در گوش چپ که با قد 66/1 متری اش  همه را به بازی می گرفت. با توپ روی زمین ور می رفت و به اصطلاح آن دوران "روی یک دستمال" همه را به سرگیجه می انداخت. آهنگ بازی را تند می کرد و کند. مهارش محال بود و برای متوقف کردنش باید صف می کشیدند. اهل شیرینکاری بود و تکروی و حقیقت این بود تکروی اش را دوست داشتیم، زیاد، خیلی زیاد...

با این وصف آن "بچه" سوی دیگری هم داشت. مرد بیقراری بود که گاه و بیگاه ساز خودش را می نواخت. آن تک نوازی او را به محاق کشید و با ورود رایکوف به تاج روزگارش را تلخ کرد. رایکوف به بازیکنانی که به بازی گروهی اعتقاد بیشتری داشتند، روی آورد و افتخاری هم با نیش و طعن به مصاف رایکوف رفت و در رسانه ها تمرین های رایکوف را به نقد کشید. رایکوف هم او را کنار گذاشت که مقدمه ای بود بر پایان دوران اوجش.

"بچه" راهی عقاب شد و در تیم حسین فکری جای گرفت. فکری دشمن دیرینه تاج او را به نبرد با تاجی ها فراخواند. قرار گرفتن افتخاری در خط حمله عقاب کنار غلام وفاخواه، فریبرز اسماعیلی  و حمید امینی خواه برای ما  طرفداران کم شمار عقاب شیرین بود؛ ولی افتخاری شده بود مرد ناآرام فوتبال. وقتی در آن دیدار برابر تاج اخراج شد و زد زیر گریه و او را به زحمت از میدان بیرون بردند با او گریستیم و تصور کردیم قربانی بی عدالتی شده. وقتی راهی پرسپولیس شد برایش روزگار خوشی را آرزو کردیم؛ ولی در پرسپولیس هم دوام نیاورد و زودتر از تصور کنار رفت... پس آن روزگار را با دلتنگی سپری کرد و ما هرگز نتوانستیم توصیف کنیم چقدر حرکات و ریزه کاری های جاخوش کرده از "بچه" در ذهن مان را دوره کرده ایم و دوره.

اکبر افتخاری کنار حسن روشن و علی فتح الله زاده در اردوی تیم نوجوانان استقلال در سال 1385، با سرمربیگری علی شوری _نفر اول ایستاده از سمت راست _سرمربی فعلی تیم فوتبال پیشکسوتان استقلال ...

دوران حضور افتخاری در پرسپولیس اصلاً خوب پیش نرفت. او که به درخواست رفیق و زوج رؤیایی خود در تیم ملی یعنی همایون بهزادی به پرسپولیس پیوسته بود، در جریان یکی از بازی های سرخ پوشان با برخی از تماشاگران و حتی شخص زنده یاد محمد بوقی دچار مشکل شد. شاید بتوانیم این طور استنباط کنیم که اتفاقی برای اکبر افتخاری افتاد به نوعی شبیه به رخدادی بود که بیش از چهل سال بعد برای زنده یاد مهرداد اولادی در استقلال به وقوع پیوسته بود. در حقیقت همان طور که طرفداران استقلال هیچ گاه مهرداد را یک استقلالی نمی دانستند و همین انتقال غلط _که به توصیه ی سرمربی وقت تیم ملی انجام شده بود_ به نوعی زمینه ساز فشار فراوان بر روی مهرداد و بعدها مرگ وی شد، چند دهه قبل به شکلی متفاوت تر برای اکبر افتخاری اتفاق افتاد. از آن جایی که هواداران پرسپولیس افتخاری را به دلیل دوران حضورش در تاج یک پرسپولیسی اصیل نمی دانستند به نوعی او را نپذیرفتند و با وی دچار مشکل شدند. روحیه ی حساس و یاغی اکبر هم به گونه ای بود که نه تنها برابر این مسئله سکوت نکرد، بلکه با برخورد برون گرایانه اش، پس از یک اصطکاک نسبتاً شدید با هواداران ارتش سرخ، برای همیشه چهار گوشه زمین را بوسید و با خداحافظی از مستطیل سبز کفش هایش را برای همیشه آویزان کرد.

اکبر افتخاری در جمع پیشکسوتان استقلال

سید محمود سجادی، اکبر افتخاری و نادر لطیفی

سال های پایانی خانه زاد امجدیه ...

روزگار با اکبر افتخاری خوب تا نکرد... در همین حد بگوییم که او حتی تا سال های پایانی عمر مشکل مسکن استیجاری داشت و سال های سال برای چرخاندن چرخ زندگی با یک تاکسی پیکان در خیابان‌های پایتخت به مسافر کشی می پرداخت. شاید بیشتر کسانی که به عنوان مسافر که سوار تاکسی عمو اکبر مى شدند، او را نمی شناختند و نمی دانستند که او همان گوش چپ افسانه ای اسبق تیم ‌های ملی، دارایی، تاج، عقاب و این اواخر پرسپولیس بود که با تکنیک والای خود نه یک ملت، بلکه یک قاره را حیرت زده می کرد!

همسر زنده یاد اکبر افتخاری سرکار خانم مريم ثابت ‌پور بودند که بیش از 40 سال با كم و زياد اكبر افتخاری ساخته بودند. سال‌ها زندگی در محله و كوچه و پس‌كوچه‌های نزديک به ورزشگاه امجدیه به خاطر نزديكی اكبر افتخاری به محل بازی‌های مهم تيم ملی و باشگاهی در دهه های 40 و 50 باعث شده بود با گذشت سال‌ها، خانم ثابت ‌پور اذعان كنند که خانواده ایشان خانه ‌زاد محله بهار و اطراف آن هستند. آن ها سال‌ها بود به صورت مستأجر هر سال به يكی از خيابان‌های مابين ميدان هفت‌تير و بهار اثاث‌كشي مي‌كردند چرا که فقط اين محله برای اکبر روح زندگی داشت و یادآور خاطرات پرافتخار گذشته بود. همسر زنده یاد افتخاری این گلایه را داشت که ای كاش از سوی سازمان تربيت بدنی وقت يا فدراسيون فوتبال و يا حتی يكی از طرفداران قديم اكبر افتخاری خانه‌ ای به آن ها اجاره داده می ‌شد تا وضعيت اسفبار و گران اجاره‌خانه‌ها كه هر روز، به شكل صعودی بالا می رفت، آن طور کمر یک راننده تاكسی را زیر بار سنگین زندگی خم نکند... راننده تاکسی ای که افتخار یک ملت بود...

دورهمی بزرگان و مفاخر استقلال (تاج سابق)
بهتاش فریبا ، مهدی حاجی محمد، زنده یاد اکبر افتخاری، پرویز شیخان، حبیب زرین نام، جواد زرینچه، شاهرخ اصلانی، زنده یاد ناصر حجازی، منصور رشیدی، منصور پورحیدری، جواد قراب، علیرضا حاج قاسم، تیمور غیاثی، مسلم حداد زاده

حدود نه سال پیش از مرگ اکبر، همسرش در این باره می گفت:

زندگي سخت شده است. در حال حاضر معمولي‌ترين آپارتمان را در اين محله بايد پيش از 250 هزار تومان اجاره خانه بدهد. حال بيشتر درآمد ما از تاكسي اكبر تأمين مي‌شود. اما الان ديگر همسر من نزديك به 65 سال سن دارد. شايد خيلي‌ها با سن و سال بالاتر از اكبر بتوانند با ماشين به مسافركشي بپردازند. اما سال‌هاست كه همسرم ديگر اعصاب رانندگي در خيابان‌هاي پر ترافيك را ندارد. بارها شده كه اين جمله را به زبان آورده است. اما مخارج زندگي و هزينه تحصيل پسرمان در دانشگاه آزاد آن‌قدر است كه حالا حالاها اكبر نمي‌تواند از نشستن پشت فرمان تاكسي خداحافظي كند ...

طي اين سالها به ديدگاهي رسيدم كه از همين‌جا مي‌گويم وقتي اكبر از بين ما رفت دوست ندارم كسي به عنوان دوست يا همبازي قديمي براي اكبر گل بياورد. او الان با اين وضعيت سني احتياج به كمك دارد ...

زنده یاد ایرج دانایی فرد، زنده یاد اکبر افتخاری، نادر لطیفی، مهدی مناجاتی، علی مناجاتی، سید محمود سجادی، ناصر جباری، رضا میرزاییان، بهمن قلی زاده ، ورزشگاه امجدیه مسابقات فوتبال پیشکسوتان جام یونس شکوری 1394/11/17

زنده یاد همایون بهزادی که رفیق و هم بازی سابق اکبر بود، با توجه به مسئولیتی که در صندوق پیشکسوتان فدراسیون فوتبال داشت و به رغم تمامی مشکلات جسمی خود  از یک طرف و کمبودها، سختی ها و تمکنِ مالی پایین صندوق به دنبال کار اکبر بود. سرطلایی درباره  اکبر می گفت:

اكبر افتخاري يکی از بزرگترين بازيکنان تاريخ است.بسيار با شخصيت است. سالهاست که با خودش و خانوادش زندگی مي کنم. اميدوارم بتواند زندگی خود را سر و سامان بدهد. اکبر از محدود بازيکنانی بود که از لحاظ فنی ميتوانست هم در گوش چپ و هم راست بازی کند. بازيکنی با دو پا.

زنده یاد اکبر افتخاری در مورد مسافر کشی اش می گفت:

 نان بازو می خورم تا محتاج نامرد نشوم ...

و واقعاً هم این گونه شد ... 

آذر ماه سال ۹۴ بود که مجله کیهان ورزشی برای صفحه رخ به رخ سراغ آنها رفت.
دو تن از بهترین فوتبالیست های ایران که افسوسمندانه برای نسل جوان غریبه بودند.
آن روز اکبر افتخاری که سخت به بیماری آلزایمر دچار بود با دیدن زوج سالهای دور خود در تیم ملی، به گریه افتاد. گرچه آن بیماری مجالی برای یادآوری خاطراتش باقی نگذاشته بود اما با دیدن اسماعیلی انگار همه آن خاطرات را برای ثانیه ای از ذهن گذراند. آن مصاحبت به اشک و اندوه خلاصه شد.
افتخاری زودتر از اسماعیلی بار سفر بست و رفت و اسماعیلی نیز در فروردین ماه 99 از کوچه غریبان رهسپار دیار باقی شد تا هر دو در جایی دیگر بدور از غم فراموشی این جماعت، خاطرات درخشان شان را مرور کنند. روحشان شاد ...

در سال های پایانی زندگی اکبر، بیماری او شدت یافت. همسرش در این ارتباط گفته بود که اکبر دچار فراموشی شده است و در حفظ تعادلش نیز دچار مشکل است و دیگر توان کار کردن با تاکسی را ندارد. او می گفت:

به خود اکبر هم گفته ام دیگر حق ندارد مصاحبه کند. حرفی نمانده است! بیایید با من حرف بزنید تا برایتان بگویم بر یکی از بزرگ‌ترین فوتبالیست های این مملکت چه می گذرد! تا امروز هر کسی فقط آمده مصاحبه کرده و رفته، می آیند تا صفحات روزنامه شان را پر کنند؛ وقت برنامه شان را پر کنند و ... چه سودی برای اکبر دارد؟ آیا یک نفر این آقایون مسئول به وعده هایی که داده عمل کرده است؟ از طرف فلان برنامه آمدند مصاحبه گرفتند و کل خانه ما را به‌هم ریختند و رفتند!"

ما فقط خدا را داریم و دست مان را جلوی کسی دراز نمی کنیم اما اجازه هم نمی دهیم بیایند وعده پوشالی بدهند و بروند. وقتی همسرم جلویم راه می رود و بعد از چند قدم راه رفتن می ایستد و توانش را از دست می دهد انگار جگرم را ریش ریش می کنند، این همان اکبر افتخاری است که هیچ مهاجمی جلودارش نبود. حالا بیماری به مخچه‌اش رسیده و برای درمان نیاز به حمایت دارد. ما محتاج هیچ‌کس نیستیم اما آقایان مسئول شما چه وظیفه ای دارید؟ آیا قهرمان ملی این مملکت باید با حقوق بازنشستگی اداره گمرک که آن هم خرج داروهایش می شود زندگی کند؟! 500 تومان عیدی اش را برداشتم بردم ناصرخسرو دارو خریدم! آیا روا است که کل پول عیدی اش برای خریدن دو شیشه قرص هزینه شود؟! یک آقایی آمد و وعده داد، من به ایشان گفتم ما با همین درآمد اندک زندگی مان را می گذرانیم، شما اگر راست می گویید فقط داروهای همسر مرا تهیه کنید! اصلا حقوق بازنشستگی اش را هم به شما می دهم!

او می گفت اگر بعد از اکبر زنده باشد و ببینید مسئولی برای همسر مرحومش گل آورده یا سر مزارش آمده است، مقام مسئول را از مزار همسرش دور می کند و دسته گل را هم پس می فرستد.

زنده یاد جعفر کاشانی و استاد مهدی کشاورز به عیادت اکبر افتخاری رفته اند ...

سرانجام اکبر افتخاری، افتخار خوزستان، مهد فوتبال ایران؛ در روز 18 آبانِ سال 1396 در تهران درگذشت و به هم قطاران قدیمی اش پیوست. درگذشت اکبر افتخاری درست دو هفته و چهار روز پس از درگذشت زنده یاد ابراهیم آشتیانی «شاه ماهی طلایی فوتبال ایران» اتفاق افتاد. مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال در پیامی درگذشت اکبر افتخاری، پیشکسوت فوتبال ایران را تسلیت گفت و برای آن مرحوم علو درجات و برای بازماندگانش صبر جزیل از خداوند متعال خواستار شد.

همچنین درگذشت زنده یاد اکبر افتخاری واکنش های دیگری را نیز به همراه داشت.

جانی اینفانتینو رئیس فیفا در پیامی به رئیس وقت فدراسیون فوتبال کشورمان درگذشت این پیشکسوت ارزشمند فوتبال ایران را تسلیت گفت. به نقل از سایت رسمی فدراسیون فوتبال، اینفانتینو در پیامی به مهدی تاج، رئیس وقت فدراسیون فوتبال ایران درگذشت اکبر افتخاری را تسلیت گفت. رئیس فدراسیون جهانی فوتبال – فیفا در پیام خود به مهدی تاج نوشت:

تسلیت و همدردی خود را به‌خاطر درگذشت بازیکن بین المللی (اکبر افتخاری) اعلام می‌کنم.

از سوابق حرفه‌ای او می‌توان به عضویت در تیم ملی ایران اشاره کرد که برای نخستین بار توانستند در تهران در سال 1968 قهرمان جام ملت‌های آسیا شوند.
همچنین در سطح باشگاهی وی در تیم‌های دارایی، استقلال و پرسپولیس عضویت داشت. من به نمایندگی از خانواده بین‌المللی فوتبال تسلیت خود را اعلام کرده و از شما می‌خواهم عمیق‌ترین تسلیت ما را به خانواده و عزیزان ایشان بیان کنید. امیدوارم با بیان این کلمات بتوانم نقشی هر چند کوچک در آرامش و تسکین شما و خانواده ایشان در زمان غم و اندوه‌تان داشته باشم.

عکس هایی از مراسم تشییع و خاکسپاری زنده یاد اکبر افتخاری

جامعه ی کشتی کشور نیز در پیامی تسلیت خود را در ارتباط با این فقدان ابراز داشت:

جامعه کشتی کشور درگذشت این پیشکسوت فوتبال کشور را به خانواده محترم آن مرحوم و جامعه ورزش تسلیت می گوید و از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم طلب غفران دارد.

مراسم تشییع پیکر اسطوره ی فوتبال ایران روز شنبه 20 آبان ماه از ساعت 9 صبح در مجموعه ورزشی شهید شیرودی برگزار و پیکر آن مرحوم در قطعه نام آوران بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد. در جریان تشییع پیکر وی پیشکسوتان و مسئولان زیادی حاضر بودند. پیش از شروع مراسم همسر اکبر افتخاری برای دقایقی با چشمان اشکبار برای حاضران صحبت کرد.

همچنین در این مراسم سیدرضا افتخاری مدیر عامل وقت استقلال تهران در رثای اکبر افتخاری گفت:

مرحوم اکبر افتخاری در فوتبال به حقش نرسید و مظلومانه از پیش ما رفت. ما شرمنده همه پیشکسوتان استقلال هستیم و بدهی های زیاد باشگاه باعث شده نتوانیم آنطور که باید و شاید در خدمت این عزیزان باشیم ولی تلاش می کنیم تا از شرمندگی آنها دربیاییم. درحال حاضر هم هرکاری که از دستمان بربیاید برای خانواده مرحوم اکبر افتخاری انجام می دهیم.

عکس هایی از مراسم تشییع و خاکسپاری زنده یاد اکبر افتخاری

همچنین فرامرز ظلی یا همان عمو ظلی خودمان نیز طی سخنانی تأثیرگزار در این مراسم عنوان کرد:

متأسفانه یکی دیگر از گنجینه های فوتبال ایران از بین ما رفت و در غم از دست دادن اکبر افتخاری عزادار شدیم.

من افتخاری را از نزدیک می شناختم و ارتباط بسیار نزدیک و دوستانه ای با هم داشتیم او سال ها با بسیاری مبارزه کرد و در نهایت جان به جان آفرین تسلیم و به دیار باقی شتافت.

به نظر من باید زندگینامه اکبر افتخاری ها برای نسل جوان بازگو شود تا آنها بدانند چقدر بزرگان در رسیدن فوتبال ایران به موقعیت امروزی نقش داشته اند.

افتخاری کار بسیار بزرگی را برای فوتبال ایران انجام داده و او دروازه رژیم اشغالگر قدس را باز کرده و این را برای همیشه در کتاب فوتبال به ثبت رسانده است. گل او یک ملت را خنداند و خود من هیچ وقت آن را فراموش نخواهم کرد.ای کاش بستر و شرایطی فراهم شود تا پیشکسوتان ما به جای ملاقات در مراسم های تشییع در جای بهتری با هم دیدار کنند.

با مرگ اکبر افتخاری افسانه ی سه یار دبستانی نیز پایان یافت. افسانه ی محراب شاهرخی، ناظم گنجاپور و اکبر افتخاری که هر سه متولد 1322 بودند، هر سه با هم از ماهشهر به اهواز رفته و پیراهن کلوپ شنای اهواز را پوشیده بودند و البته هر سه نفر در مقطعی در تهران دارایی چی شده بودند... عمو محراب در بهمن ماه 1371 و در 49 سالگی، ناظم در اسفند ماه 1391 در 69  سالگی و بالاخره اکبر در آبان 96 در 74 سالگی غروب کردند و زندگی را به پایان رساندند .

بقول زنده یاد دکتر حمید رضا صدر:

"بچه" متولد پاییز 1322، در پاییزی دیگر وداع کرد، در آبان 1396.

روحش شاد و یادش گرامی ...

 

همچنین بخوانید:

در رثای منصور پورحیدری | به نام اخلاق، به نام ایثار، به نام پدر

به یاد ابراهیم آشتیانی، شاه ماهی طلایی فوتبال ایران

در رثای حمید شیرزادگان | پرونده ای برای "پاطلایی" فوتبال ایران در چهاردهمین سالگرد درگذشتش

عزت زیاد، آقای جانملکی | 22 سال از سفر زودهنگام عزت فوتبال ایران گذشت

برای محمدرضا خلعتبری بزرگ؛ مردی که در طول دوران ورزشی خود حتی یک کارت زرد هم نگرفت!

به یاد عقاب نیک اخلاق و تیزپرواز آذربایجان، دکتر علیرضا نیک مهر

روزی که عقاب از آشیانۀ کلاغ ها پرید

عزیز اصلی | هم هیچ در شمارم، هم «اصل» در حسابم؛ به یاد «عزیزِ» فوتبال ایران

به یاد افسانۀ بزرگ، نجیب و ساکت فوتبال ایران، فریبرز اسماعیلی

به یاد سید مظلوم پرسپولیس، کاظم سید علیخانی

به یاد نادر باقری مرد نقره ایِ پرسپولیس

قرمزی رنگ نیَنداخته بیهوده بر دیوار، پنج سال از واپسین پرواز سرطلایی گذشت

ورزشی افتخاری فوتبال اکبر افتخاری فوتبال ایران بیماری اکبر افتخاری درگذشت اکبر افتخاری مراسم تشییع پیکر اکبر افتخاری سالگرد اکبر افتخاری منتخب اهواز کلونی اهواز کلوپ شنای اهواز دارایی تهران تاج تهران عقاب تهران شاهین تهران بزرگان تاج بزرگان استقلال اسطوره های تاج اسطوره های استقلال بیوگرافی اسطوره های استقلال اسطوره های استقلال و پرسپولیس پیشکسوت استقلال پیشکسوتان استقلال محراب شاهرخی عمو محراب شاهرخی ناظم گنجاپور داریوش مصطفوی همایون بهزادی مهدی مهدوی کیا مهدی قائدی 4-2-4 علی اکبر محب غلامحسین نوریان محسن حاج نصر الله انحلال شاهین انحلال دارایی بازی های آسیایی بانکوک بازی های آسیایی بانکوک 1966 بازی های آسیایی 1966 بانکوک فوتبال در بازی های آسیایی بانکوک جام ملت های آسیا 1968 قهرمانی در جام ملت های آسیا اولین قهرمانی ایران در جام ملت های آسیا قهرمانی ایران در جام ملت های آسیا تیم ملی فوتبال برمه تیم ملی فوتبال چین ملی تیم ملی فوتبال تایوان تیم ملی فوتبال اسرائیل حسین کلانی فریبرز اسماعیلی علی جباری جعفر کاشانی پرویز قلیچ خانی حمید شیرزادگان محمد رنجبر امجدیه ورزشگاه امجدیه منتخب آسیا پرویز خسروانی پاس تهران جام باشگاه های تهران جام میلز هندوستان جام باشگاه های آسیا جام باشگاه های آسیا 1970 لیگ تخت جمشید کارو حق وردیان علی دانایی فرد زدراوکو رایکوف استاد حسین فکری حسین فکری غلام وفا خواه غلام وفاخواه حمید امینی خواه محمد بوقی مهرداد اولادی درگذشت مهرداد اولادی فوتبالیست های یاغی بازیکنان یاغی تیم یاغی های ایران همسر اکبر افتخاری افتخار خوزستان فدراسیون فوتبال فدراسیون فوتبال ایران مهدی تاج فیفا جانی اینفانتینو جامعه کشتی کشور سیدرضا افتخاری فرامرز ظلی عمو ظلی افسانه سه یار دبستانی یار دبستانی تیم ملی فوتبال ایران حمیدرضا صدر دکتر حمیدرضا صدر دربی در جهانی دیگر بعدی Im Feeling Lucky اختصاصی طرفداری تیم ملی پرسپولیس استقلال تهران دکتر حمید رضا صدر روزی که عقاب از آشیانۀ کلاغ ها پرید به یاد سید مظلوم پرسپولیس کاظم سید علیخانی به یاد نادر باقری مرد نقره ایِ پرسپولیس

مطالب مشابه