جزئیات سرقت مسلحانه از خانه سناتور دوران شاه در تهران/ 18 زن و مرد دستگیر شدند + عکس

منبع: رکنا

20

1400/8/18

21:40


جزئیات سرقت مسلحانه از خانه سناتور دوران شاه  در تهران/ 18 زن و مرد دستگیر شدند + عکس

 سرقت از سناتور در تهران رخ داد.  مرد میانسال با همدستی 18 زن و مرد دست به سرقت از سناتور زد. پرونده سرقت از سناتور مربوط به سال 83 است. با گذشت 17 سال از ماجرا سرقت از سناتور پلیس دریافت 19 متهم پرونده به تازگی بازداشت شده  و به زندان افتاده است. در پرونده سرقت از سناتور مالباخته درگذشته است.

به گزارش رکنا،  رسیدگی به این پرونده از سال ۸۳ به دنبال شکایت یک زن میانسال آغاز شد.

وی که به پلیس آگاهی رفته بود گفت : همسر دومم یکی از نماینده های مجلس دوران شاه هستم.من بعد از فوت همسر سناتور ،من به عنوان پرستار به خانه او رفت و آمد داشتم که پس از مدتی او مرا به عقد خودش  درآورد.

وی ادامه داد: بعد از فوت همسرم به اداره دارایی رفته بودم  و پیگیری اموال شوهرم بودم که متوجه شدم یکی از املاک شوهرم فروخته و در ازای  یکی دیگر از املاک او وام کلان گرفته شده است.

این زن گفت:چند سال  قبل از فوت شوهرم دو نفر مسلحانه به خانه مان دستبرد زدند و تعدادی از اسناد و مدارک را برداشتند. اما من و شوهرم که متوجه شده بودیم شروع به داد و فریاد کردیم و دزدان با جا گذاشتن اسناد گریختند .ما فکر می‌کردیم آن‌ها همه اسناد را جا گذاشته اند .اما حالا گمان می‌کنم آنها همان شب تعدادی از اسناد را سرقت و سپس با آن کلاهبرداری کرده اند.

 با این شکایت ماموران پلیس پیگیر پرونده شدند و فهمیدند در سال ۷۳ در ازای یکی از خانه‌های سناتور دوره شاه ۲۰۰ میلیون تومان وام گرفته و اقساط آن پرداخت نشده است .

با افشای این ماجرا، مأموران پلیس پیگیری‌پرونده شدند و دریافتند سرقت مسلحانه از خانه سناتور بازنشسته  با همدستی پرستار آن ها صورت گرفته بود .

به این ترتیب پرستار جوانی که به خانه نماینده مجلس دوره شاه و همسرش رفت و آمد داشت ردیابی و بازداشت شد.

 وی گفت :سالها قبل که همسر سناتور فوت شد او زن جوانی را به عنوان پرستار استخدام کرد و پس از چند سال او را به عقد خودش در آورد . چند سال بعد همسر دوم سناتور که مرا می شناخت  از من خواست تا به عنوان پرستار به خانه آنها بروم و از  همسرش نگهداری کنم .به همین خاطر من به خانه آنها رفت و آمد داشتم .

وی ادامه داد: مدتی بود صیغه یک مرد بنگاهی شده بودم .من  به همسرم گفته بودم به خانه سناتور بازنشسته رفت و آمد دارم و می دانم او در خانه اش  اسناد و مدارک بسیاری دارد .همسر صیغه‌ای  من ماجرا را برای دوستهای بنگاهی  اش تعریف کرده بود .به همین خاطر یکی از دوستان همسرم نقشه سرقت اسناد را کشید . طبق قرار من به بهانه بیرون گذاشتن زباله ها از خانه خارج و در خانه را باز گذاشتم. همان موقع دو نفر از دوستان شوهرم وارد خانه شدند تا اسناد را سرقت کنند .اما همان موقع سناتور بازنشسته  متوجه ماجرا شده و داد و فریاد راه انداختنه بود.آنها هم توانسته بودند  فقط چند نسخه از اسناد را بدزدند.

با اعترافهای این پرستار همسر دوم سناتور تحت بازجویی قرار گرفت و گفت:همسرم املاک زیادی داشت و من از  آنها بی اطلاع بودم. وقتی برای پیگیری اموال همسرم به اداره دارایی رفته بودم متوجه کلاهبرداری شدم.

در ادامه تحقیقات  ۱۹ متهم که در این پرونده دست داشتند ردیابی و ۱۸ نفر از آنها بازداشت و محاکمه  شدند .اما یکی از متهم ها که آن شب در جریان سرقت مسلحانه وارد خانه سناتور بازنشسته شده بود ردیابی نشد .

با گذشت ۱۷ سال از این ماجرا پلیس دریافت نوزدهمین متهم پرونده به تازگی بازداشت شده  و به زندان افتاده است.به این ترتیب در شعبه ۱۲ دادگاه تهران پای میز محاکمه ایستاد.

در ابتدای جلسه وکیل شاکی درخواست اشد مجازات را مطرح کرد .

وی گفت :یکی از دوستانم که بنگاهی بود نقشه سرقت از خانه سناتور بازنشسته را کشید.دوستم مشکلات مالی زیادی داشت. به همین خاطر از من خواست تا به او کمک کنم .من  از کلاهبرداری ها هیچ پولی به دست نیاوردم.

 قاضی پرسید :بدون چشم داشت در ماجرای سرقت اسناد شرکت داشتی؟

 که متهم پاسخ داد :من فقط برای کمک به دوستم آن شب به عنوان دزد وارد خانه پیرمرد شدم. دوستم می گفت سناتور بازنشسته سن زیادی دارد و به زودی فوت می‌کند.او هیچ وارثی ندارد و ما می توانیم اسناد را دفن کنیم تا چندسال بعد  با سند سازی ملک ها را بفروشیم .اما من هیچ پولی از کلاهبرداری و فروش اسناد به دست نیاوردم .

قاضی: بعد از چندین سال  به چه اتهامی به زندان افتادی؟

متهم: من صاحب بنگاه املاک هستم و در شهرک راه آهن ساخت و ساز دارم.من هیچ مشکل مالی نداشتم اما در همسایگی ما یک باشگاه زنانه بود که پسر ۱۵ ساله ای که شاگردم بود مخفیانه به  باشگاه رفته و از آنجا فیلم تهیه کرده بود.وقتی  مسئول باشگاه زنانه متوجه ماجرا شد،شاگرد بنگاه را تعقیب  کرد و همین ماجرا باعث شد پسرنوجوان هنگام فرار در تصادف رانندگی کشته شود.من به همین خاطر دستگیر شدم و به زندان افتادم.

این متهم ادامه داد: پرستار خانه سناتور بازنشسته گفته بود در جریان سرقت اسناد به ما کمک می کند. به همین خاطر در را باز گذاشت و من و  دوستم وارد خانه شدیم و  اسناد  را دزدیدیم. من بعدها فهمیدم دوستم املاک را با سندهای جعلی  فروخته و یا از روی اسناد وام گرفته است.من فریب حر فهای دوستم را خوردم که در این ماجرا شرکت کردم.

با پایان دفاعیات متهم، قضات وارد شور شدند تا رای صادر کند.

آیا این خبر مفید بود؟