یکی از مسائلی که در هنگام انتخاب همسر باید مورد توجه قرار گیرد،فاصله ی سنی مناسب است .اما چرا اینقدر تاکید می شود که همسرمان را در محدوده ی سنی انتخاب کنیم که بیشترین هم خوانی را با ما داشته باشد؟در این مقاله به برخی معضلات تفاوت سنی زیاد می پردازیم:

وجود فاصله سنی زیاد موجب آن می‏شود که زن و شوهر نتوانند به خوبی یکدیگر را درک نمایند. فردی با داشتن 20 سال سن بیشتر، طبیعی است که می‏تواند از تجارب بیشتری برخوردار باشد و گاه نیز ممکن است چنین تجاربی وجود نداشته باشد، ولی فرد بزرگتر لااقل می‏تواند چنین احساسی داشته باشد. لذا داشتن این تجارب و یا احساس داشتن چنین تجاربی، زمینه‏ای فراهم می‏کند که یک شخص، ارزش لازم را به مسایل و نظریات فرد کوچکتر ندهد و همین مسأله، زمینه عدم تفاهم را به وجود می‏آورد که خود سبب پدید آمدن مشکلاتی عظیم در روابط زناشویی خواهد شد. اینان در وضع و موقعیتی هستند که توافق روحی ندارند و نمی‏توانند مسایل و مواضع یکدیگر را درک کنند. این امر گاهی ناشی از اختلاف فاحش سن و تجارب،  تفاوت در دید و جهان‏بینی وبالاخره گاهی نیز مربوط به اختلاف در سلیقه و تجربه خاص زندگی است.

هر چند که در این گونه موارد تلاش می‏شود که زن و مرد به درک مشترکی از یکدیگر نایل آیند، اما با راهنمایی خوب در قبل از ازدواج، می‏توان از بروز چنین مشکلاتی پیشگیری نمود.

2-عدم تناسب در تواناییهای جسمی

وقتی که فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هر یک در دوره‏ای از زندگانی به سر می‏برند که به لحاظ قوت و توان با همسر خود تفاوتهای عمده دارند. مثلاً زنی که 30 سال دارد، در دوران جوانی به سر می‏برد و همسر او که در 55 سالگی است، به مرز پیری نزدیک شده است. یکی در اوج توانایی و دیگری در زمان افول آن قرار دارد. یکی در کارها غالبا فعال است و دیگری زودتر خسته و در اوقاتی منفعل می‏شود، و گاه این خستگی و انفعال از طرف همسر جوان به خوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار نمی‏گیرد و به حساب کم‏کاری گذاشته می‏شود، و یا به عنوان شانه خالی کردن از زیر بار مسؤولیّت مطرح می‏گردد، و وقتی که با این عنوان مسأله را طرح می‏نمایند، طبیعی است که طرف مقابل احساس ناراحتی می‏کند و ممکن است این امر، عاملی برای برانگیختگی او شود و در نتیجه محیط امن خانه تبدیل به فضایی ناامن و غیر قابل تحمل گردد.

وقتی که دو نفر جوان با هم ازدواج می‏کنند، برای دست یافتن به سازگاری تلاش می‏کنند حال آنکه با افزایش سن، انعطاف آدمی کاهش می‏یابد و همین امر در زندگانی مشترک، معضل‏آفرین است.

3ـ انعطاف‏پذیری کمتر فرد بزرگتر

وقتی که دو نفر جوان با یکدیگر زندگی می‏کنند، به دلیل جوانی، قابلیت انعطاف بیشتری دارند. هر چند که نمی‏توان تشبیه کاملی بین انسان و درخت نمود، ولی شاید بتوان گفت که به لحاظ انعطاف‏پذیری، شباهتهایی در خور توجه، وجود دارد. چنانکه بارها ملاحظه نموده ایم، نهالهای جوان امکان تغییر فراوانی دارند، اما درختان قدیمی و مسن، مجال کمتری برای تغییر باقی گذاشته‏اند.

وقتی که دو نفر جوان با هم ازدواج می‏کنند، برای دست یافتن به سازگاری تلاش می‏کنند به نظر دیگری توجه نمایند و خود را طوری تطبیق می‏دهند که مورد پسند دیگری واقع شوند و بدین ترتیب رضایت طرف مقابل را جلب نمایند، حال آنکه با افزایش سن، انعطاف آدمی کاهش می‏یابد و همین امر در زندگانی مشترک، معضل‏آفرین است.

4ـ پیدا شدن سوءظن

ازدواج

گاه وجود فاصله‏های سنی زیاد باعث می‏شود که برخی از مردان، سوءظن‏هایی نسبت به همسر خود پیدا کنند و ممکن است حتی نتوانند دلایلی هم برای این گونه افکار،ا قامه نمایند. البته گاه مشکلاتی هم ممکن است پدید آمده باشد،

وجود افکار ناشی از سوءظن شدیددر آنجا که فاصله سنی زن و شوهر زیاد است، بیشتر ملاحظه می‏شود، و نوعی از سوءظن‏هایی که در اختلال شخصیت پارانوئید دیده می‏شود، تردید داشتن نسبت به وفاداری دیگران ـ مثلاً همسر ـ است. در نتیجه به او اعتماد ندارد و لذا حساس و بدگمان به نظر می‏رسد.

5ـ عدم ارضای غرایز

یکی از اهداف ازدواج، ارضای غرایز است و این خود می‏تواند عامل مؤثری در تداوم زندگی خانوادگی باشد. اما نوعامردان در سنین بالا، به لحاظ غریزی افول می‏نمایند، به نحوی که دیگر نمی‏توانند موجبات رضایت همسر را در روابط زناشویی تأمین نمایند و همین امر ممکن است موجبات درگیری را فراهم آورده، محیط خانواده را متشنج کند. این مسأله در موارد چشمگیری به بروز افسردگی در زنان جوان می‏انجامد و در برخی از زنانی که خویشتن‏دار و با تقوا نباشند، گرایش به انحرافات و لغزشها دیده می‏شود.