در مقاله ی پیش دو معضل "اشتغال" و " فرار دختران " را بررسی می کنیم . در این مقاله به بررسی 3 مشکل دیگر می پردازیم:

سه . فقر زنان

در طول سه دهه گذشته، کشورهاى در حال توسعه، به پیشرفت‏هاى اقتصادى قابل ملاحظه‏اى نائل آمده‏اند. با وجود این، یک میلیارد نفر از مردم جهان، زیر خطّ فقر زندگى مى‏کنند و قسمت عمده این فقیران در روستاها زندگى مى‏کنند. براساس مطالعات انجام شده به وسیله صندوق توسعه کشاورزى ملل متحّد (IFAD) حدود 65 تا 70 درصد از افرادى که تحت عنوان «فقیر مطلق» طبقه‏بندى شده‏اند، زن هستند. مهم‏ترین دلایل وجود فقرِ بیشتر در میان زنان را به مسائل زیر نسبت مى‏دهند:

1 . عدم وجود تساوى قدرت اقتصادى

زنان، تقریباً در همه دنیا (نسبت به مردان) از قدرت اقتصادى پایین‏ترى برخوردارند.

اطلاعات موجود سازمان ملل نشان مى‏دهد که اگر چه حدود دو سوم کار انجام شده در دنیا به وسیله زنان انجام مى‏شود، لکن تنها 10% از درآمد و 1% از دارایى‏هاى دنیا در اختیار زنان است.

2 . مهاجرت بیشتر مردان به شهرها و باقى ماندن زنان در روستاها

در بیشتر نقاط دنیا، هنگامى که مسائل و مشکلات متعدّد در خانوارهاى کشاورز، منجر به مهاجرت آنان به شهرها مى‏گردد، معمولاً مردان، عازم شهرها مى‏شوند تا در جستجوى شغلى پردرآمدتر باشند و این زنان هستند که وارث مشکلات موجود گشته، ناچارند با همه ی آنها به تنهایى دست به گریبان شوند. تنهایى و عدم توانایى براى گرفتن کارگر کشاورزى، درآمد خانوار را حتى به کمتر از قبل مى‏رساند و زنان، بیشتر در فقر فرو مى‏روند.

3 . تأثیر نامساوى سیاست‏هاى اقتصادى بر زنان و مردان

سیاست‏هاى اقتصادى نوین، به ویژه سیاست‏هاى مربوط به بازار آزاد، معمولاً بر پیشه‏هاى کوچک و آسیب‏پذیر، اثر سوء دارند و چون معمولاً زنان در واحدهاى اقتصادى کوچک، مشغول به کار هستند، آنها اوّلین قربانیان ضوابط و مقررات جدید اقتصادى‏اند که این، خود عاملى براى در بیشتر در فقر رفتن زنان بوده است.

4 . تأثیر متفاوت شاخص‏هاى توسعه انسانى

تفاوت شاخص‏هاى توسعه انسانى (مانند میزان درآمد و دسترسى به بهداشت، دسترسى به آموزش و...) براى زنان و مردان، به گونه‏اى که معمولاً زنان از شاخص‏هاى پایین‏ترى برخوردارند، منجر به شرایطى مى‏گردد که نهایتاً موجب فقیرتر شدن زنان مى‏شود. مثلاً دسترسى کمتر زنان به آموزش، موجب مى‏شود تا آنان مهارت‏هاى لازم را براى یافتن شغل پیدا کنند و در نتیجه، درآمد نداشته باشند و لذا فقیرتر شوند...

چهار . آموزش و تحصیلات عالى زنان

آمارها حکایت از سیر صعودى حضور زنان در عرصه علم و دانش دارد. اگر به مقایسه این آمار در سال‏هاى قبل و بعد از انقلاب بپردازیم، مشخص مى‏شود که علاقه دختران به تحصیل و طى مدارج بالاى تحصیلى، بیش از مردان است و در حال حاضر نیز حدود 65% قبولى دانشگاه‏ها را در ایران، دختران تشکیل مى‏دهند.

آموزش، یکى از ابزارهاى ارزشمند، جهت توانمند سازى زنان است. از این‏رو، در خیلى از کشورها اقداماتى براى تحت پوشش قرار دادن زنان و دختران در جوامع بومى و سایر گروه‏هاى محروم و به حاشیه رانده شده، انجام شده است.

امّا در برخى از کشورها، تلاش‏هاى صورت گرفته براى ریشه‏کن‏سازى بى‏سوادى و تقویت سواد در میان زنان و دختران و افزایش دسترسى آنان به همه سطوح و انواع آموزش و پرورش، با موانعى نظیر موارد زیر، محدود شده است: فقدان منابع و نبود اراده و تعهّد سیاسى کافى براى بهبود زیر بناى آموزشى و اصلاحات مربوط؛ وجود تبعیض و تعصّبات جنسیتى مداوم، از جمله در امر آموزش معلمان؛ استفاده مداوم از کلیشه‏هاى جنسیتى در مواد آموزشى و ... .

تاکنون، پیشرفت اندکى در زمینه ریشه‏کن‏سازى بى‏سوادى در برخى از کشورهاى در حال توسعه حاصل شده است و همین امر، باعث تشدید نابرابرى زنان در سطوح اقتصادى، اجتماعى و سیاسى گردیده است.

پنج . زنان و بهداشت

در کشورهاى توسعه یافته، برنامه‏هایى براى ایجاد آگاهى در میان سیاست‏گزاران و برنامه‏ریزان در خصوص بهداشت زنان به اجرا در آمده است که موجب افزایش امید به زندگى براى زنان در بسیارى از این کشورها شده است.

توجه فزاینده‏اى به میزان بالاى مرگ و میر در میان زنان و دختران به سبب مالاریا، سل، بیمارى‏هاى ناشى از آلودگى آب، بیمارى‏هاى مسرى و اسهالى و سوء تغذیه صورت گرفته است، و نیز نسبت به: بیمارى‏هایى مانند ایدز در میان زنان و دختران و روش‏هاى محافظت در برابر عفونت‏هایى از این قبیل؛ تغذیه با شیر مادر، تغذیه و بهداشت مادران و نوزادان؛ در نظر گرفتن دورنماى جنسیتى در امر بهداشت و فعالیت‏هاى آموزشى و جسمى مربوط به آن؛ برنامه‏هاى خاص جنسیتى در خصوص پیشگیرى و توانبخشى در زمینه افراط در استفاده از مواد مخدّر؛ بهداشت روانى زنان؛ بهداشت محیط کار و ...

در جوامع کنونى ما، زنان، بیش از مردان مى‏کوشند تا با خلّاقیت، کار و تحصیلات دانشگاهى، شخصیت اجتماعى خود را افزون‏تر از هنجارهاى مرسوم، بروز دهند. به طور قطع، حضور بانوان در بازار کار ایران، تحوّلات و تغییرات بسیارى را در پى خواهد داشت. این تحوّلات ـ که از نگاه جامعه‏شناسان به عنوان لایه‏اى از «توسعه‏یافتگى» از آن یاد مى‏شود ـ، نگاه‏هاى جنسیت گرایانه سنّتى را دگرگون خواهد کرد. به این جهت، ضرورى است که پیشگامان اندیشه‏هاى دینى و فرهنگى و حتى سیاست‏پیشگان، به نقش زنان و دختران در مسیر توسعه کشور، نگاه واقع بینانه‏ترى داشته باشند؛ نگاهى مبتنى بر انسان مدارى عادلانه و شایسته سالارى.

منابع

1 . مباحثى پیرامون اشتغال زنان، حمید محمدى، تهران: اداره کل پژوهش‏هاى سیما، 1380 .

2 . زن و توسعه پایدار، گروه تدوین، تهران: انتشارات سازمان محیط زیست، 1378 .

3 . فرار دختران، صادق برزگر، قم: نشر جمال، 1382.

4 . روان شناسى فرار از خانه، مریم حیدرى، قم: مهر قائم، 1381.

5 . زنان، مشارکت و برنامه‏ریزى براى توسعه پایدار (ج2)، تهران: مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهورى.