خانواده پاسکوآل دوآرته نوشته‌ی کامیلو خوزه سلا

خانواده پاسکوآل دوآرته نوشته‌ی کامیلو خوزه سلا


منبع: نت نوشت

5

1398/8/20

01:38


The Family of Pascual Duarte خانواده پاسکوآل دوآرته نوشته‌ی کامیلو خوزه سلا

رمان خانواده پاسکوآل دوآرته The Family of Pascual Duarte داستانی پیرامون زندگی یک خانواده است که در عین خانوادگی بودن سرنوشت فردی را مد نظر دارد. روایت به صورت فلش بک و ضد مذهب بیان شده است ولی در پایان این کتاب نشان می‌دهد که این مذهب است که پیروز می‌شود. رمان خانواده پاسکوآل دوآرته به قلم کامیلو خوسه سلا Camilo José Cela موضوع بررسی این مقاله نت نوشت است. با ما همراه باشید.

خانواده پاسکوآل دوآرته

رمان خانواده پاسکوآل دوآرته  The Family of Pascual Duarte نوشته ‎ Camilo José Celaنویسنده‎ اسپانیایی است. رمان خانواده پاسکوآل دوآرته داستان زندگی و سرنوشت فردی به همین نام است. او که در نامه‎ای به سینیور دون خواکین باره‎را‎لوپس داستان زندگی خود را از زمان به دنیا آمدن تا روزهای آخر زندگی‎اش شرح می‎دهد.

راوی رمان خانواده پاسکوآل دوآرته همانطور که گفته شد خود “پاسکوآل” است. او که به دلیل ارتکاب چندین جرم در زندان و در انتظار مرگ است. او آینده‎ای پیش رویش نیست و به مرور و به نوعی اعتراف آنچه در گذشته اتفاق افتاده است روی آورده است.

رمان خانواده پاسکوآل دوآرته  The Family of Pascual Duarte نوشته‎ی کامیلو خوسه سلا Camilo José Cela

رمان خانواده پاسکوآل دوآرته  The Family of Pascual Duarte نوشته‎ی کامیلو خوسه سلا Camilo José Cela

 

رمان خانواده پاسکوآل دوآرته به نوعی تک گویی بیرونی است در قالب نامه‌های متفاوت. “پاسکوآل” معتقد به سرنوشت و مشیت الهی است و راه گریزی از سرنوشت مقدر شده‎اش نمی‎بیند.

از ابتدا تا انتهای رمان خانواده‌ی پاسکوآل دوآرته بارها در جاهای مختلف این اعتقاد خود را به زبان می‎آورد. با اینکه سعی می‎کند که با رجوع گاه به گاهش به مذهب از سرنوشتش بگریزد و به زعم خودش آدم بهتری شود ولی موفق نمی‎شود.

بیشتر بخوانید: رمان اگنس نوشته‌ی پیتر اشتام

رمان خانواده پاسکوآل دوآرته به نوعی تک گویی بیرونی است در قالب نامه‌های متفاوت.

رمان خانواده پاسکوآل دوآرته به نوعی تک گویی بیرونی است در قالب نامه‌های متفاوت. “پاسکوآل” معتقد به سرنوشت و مشیت الهی است و راه گریزی از سرنوشت مقدر شده‎اش نمی‎بیند.

پاسکوآل با گوش فرا دادن به نداهای درونش و میل لحظه‎ای اش، مرتکب چندین فقره قتل در زمانهای مختلف می‎شود. او البته سعی می‎کند که از رفتارهای خود و اطرافیانش سر در بیاورد و به آنها فکر می‎کند و جور متفاوتی زندگی کند تا به خوشبختی برسد، ولی به دلیل اینکه آموزش ندیده است و تجربه‎ای ندارد شکست می‌خورد. به اتفاقات زندگی‎اش مشابه همه‎ی آدمهای دور و برش واکنش نشان می‎دهد. رمان خانواده‌ی پاسکوآل دوآرته اینگونه آغاز می‎شود و درونمایه‎ی رمان نیز مفاهیم نهفته در پاراگراف زیر است.

“آدم بدی نیستم قربان، گرچه برای بد بودن بهانه کم ندارم. همه لُخت دنیا می‎آییم، با این حال بزرگ که شدیم، سرنوشت طوری شکلمان می‎دهد که انگار از مومیم. بعد همه‎ی ما روی راه‌های گوناگون به طرف یک مقصد واحد- مرگ- روانه می‎کند. بعضی‌ها دستور دارند از راه‌های گلکاری شده بگذرند، از بعضی خواسته می‎شود روی جاده‎های پر از تیغ و خار راه بروند.

گروه اول با آرامش به اطراف نگاه می‎کنند، و در میان عطر شادی‎شان لبخند می‎زنند، لبخند آدم‎های بی‎گناه، در حالی‎که گروه دوم در زیر آفتاب سوزان دشت به خود می‎پیچند و ابروهاشان مثل آدم بدعنق به هم گره می‎خورد. بین آرایش تن با سرخاب و ادوکلن، و آرایش خالکوبی که هرگز پاک نمی‎شود تفاوت از زمین تا آسمان است…”

در آغاز تحلیل رمان خانواده پاسکوآل دوآرته باید گفت راوی رمان خانواده پاسکوآل دوآرته همانطور که گفته شد خود

در آغاز تحلیل رمان خانواده پاسکوآل دوآرته باید گفت راوی رمان خانواده پاسکوآل دوآرته همانطور که گفته شد خود “پاسکوآل” است. او که به دلیل ارتکاب چندین جرم در زندان و در انتظار مرگ است. او آینده‎ای پیش رویش نیست و به مرور و به نوعی اعتراف آنچه در گذشته اتفاق افتاده است روی آورده است.

رمان خانواده پاسکوآل دوآرته تماما فلش بک است و جز چند توصیف کوتاه از اتاق زندان تماماً در گذشته می‎گذرد. رمان خانواده‌ی پاسکوآل دوآرته دارای پیچیدگی در فرم و روایت و درونمایه نیست.

روایت رمان ساده و تلخ است. ولی بهرحال حاوی نظریات فلسفی “پاسکوال” نسبت به زندگی است. نظریاتی که معتقد به قضا و قدر و اجبار طبیعت انسان است. به نوعی نگاه “کامیلو خوسه سلا”به نظریات “ناتورالیستی” نزدیک است.

البته این رمان به دلیل بررسی لایه‎های درونی شخصیت‎ها بخصوص شخصیت اصلی به نوعی رمان روانکاوانه نیز می‎تواند به حساب آید. در تمام رمان سایه‎ی مرگ، ترس، نا امیدی حس می‎شود و این حس برای خواننده وجود دارد که هر لحظه باید منتظر فاجعه‎ای باشد.

بیشتر بخوانید: رمان پدرو پارامو نوشته‌ی خوآن رولفو، این آبادی پر پژواک

کامیلو خوزه سلا (به اسپانیایی: Camilo José Cela y Trulock, 1st Marquis of Iria Flavia)، (تلفظ اسپانیایی: [kaˈmilo xoˈse ˈθela] رمان‌نویس و شاعر اسپانیایی به سال ۱۹۱۶ چشم به جهان گشود وی بعد از دوره ابتدایی و متوسطه در دانشگاه به تحصیل در رشته پزشکی پرداخت، ولی بعدها به ادبیات روی آورد. وی توانست در سال ۱۹۸۹ جایزه نوبل ادبیات را دریافت نماید.

کامیلو خوزه سلا (به اسپانیایی: Camilo José Cela y Trulock, Marquis of Iria Flavia)، (تلفظ اسپانیایی: [kaˈmilo xoˈse ˈθela] رمان‌نویس و شاعر اسپانیایی به سال ۱۹۱۶ چشم به جهان گشود وی بعد از دوره ابتدایی و متوسطه در دانشگاه به تحصیل در رشته پزشکی پرداخت، ولی بعدها به ادبیات روی آورد. وی توانست در سال ۱۹۸۹ جایزه نوبل ادبیات را دریافت نماید.

در همان فصل اول رمان از سرگذشت “پاسکوآل دوآرته” در می‎یابیم که او بیش از چند کلاس درس نخوانده است. اما پس از قتل‎های مختلف حالا که به زندان افتاده است و در انتظار مرگ است در بازگشت به گذشته، بسیار عمیق و فلسفی به زندگی، خانواده و اعمالش می‎نگرد.

با اینکه بارها خود می‎گوید که به دلیل آرامش و سکونی که این‎ روزها در زندان دارد فیلسوف شده است، اما با توجه به زندگی او کمی مشکل است که باور کنیم حالا اینگونه به زندگی می‎نگرد. و دلیل این تغییر دیدگاه و این افق باز ذهنی چیست. آیا تنها مواجه با مرگ است؟

رمان خانواده‌ی پاسکوآل دوآرته به نوعی تصویرگر مردمی است که قربانی فقر مالی و فکری خانواده و اجتماع هستند. آدم‎هایی که به دلیل سطح طبقاتی پایین از جامعه طرد می‎شوند و فرصت آموزش، تفکر و زندگی بهتر و متفاوت را نمی‎یابند. کسانی که مانند علف هرز رشد می‎کنند بی‎آنکه هرگز به آنها بهایی داده شود.

“کامیلو خوزه سلا” در سال ۱۹۱۶ در ایالت لاکرونیای اسپانیا به دنیا آمده است. و در ژانویه‎ی ۲۰۰۲ درگذشت. او در سال ۱۹۸۹ موفق به دریافت جایزه‎ی نوبل ادبی شد. بسیاری این اثر او را با “بیگانه” نوشته‎ی “آلبرکامو” مقایسه می‎کنند.

بیشتر بخوانید: رمان مرگ ایوان ایلیچ نوشته‌ی لِئو تولستوی

The Family of Pascual Duarte

The Family of Pascual Duarte

مطالب مشابه


تصویری


ویدئو